شعر های زیبا و قشنگ

شعر های زیبا و قشنگ
شعر های زیبا و قشنگ

روزانه

در این مطلب مجموعه ای گلچین شده از زیباترین اشعار شاعران قدیمی و معاصر با موضوعات مختلف و جذاب عاشقانه، غمگین، کوتاه و بلند را گردآوری کرده ایم و امیدواریم از خواندن این اشعار جذاب لذت ببرید.

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توستشعر های زیبا و قشنگ

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

هوشنگ ابتهاج

***

وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچ کس نیست

فروغ فرخزاد

***

عاشقت هستم
عاشق هر آنچه هستی
عاشق هر آنچه انجام می دهی
تو بانوی جذاب زندگی ام هستی
فریبندگی و عشق تو زندگی ام را با ارزش کرده
تو عشق من و بهترین دوستم هستی
همسرم
همیشه عاشقت هستم!

بین من و تو
چهل زندان بود
حیاط به حیاط زندان
با پرچم صلحی در دست آمدم
تو نبودی.

شمس لنگرودی

***

صدای قلب نیست
صدای پای توست
که شب ها در سینه ام می دوی
کافی ست کمی خسته شوی
کافی ست بایستی.

گروس عبدالملکیان

***

کاش می شد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش می شد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه این که دل شکست

***

تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
نه با آرزوی من …

***

زندگی آب روانی است، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست، همان می گذرد

***

در دنیای عشق

هیچ چیز مهم تر از تو نیست

پس تو راحت باش جانم

برای من قهر و آشتی فرقی ندارد

من حافظه‌ کوتاه مدتم

خراب شده است

و هر روز که از خواب بیدار می‌ شوم

تا همانجا یادم است که گفتی دوستت دارم

پیری آن نیست که بر سر زند موی سفید
هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است

***

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد

“سعدی شیرازی”

***

شعر های زیبا و قشنگ

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

***

عشق من نسبت به تو مانند دریای مواج است
عشقی عمیق و قدرتمند و جاودان
که در برابر طوفان ها و بادها و باران ها
همیشه زنده خواهد ماند
قلب های ما سرشار از پاکی و عشق هستند
و من با هر ضربان قلب بیشتر از قبل عاشقت می شوم

هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

“رودکی”

***

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار

***

ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند
به روی آب جای قطره ی باران نمی ماند

***

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا

“خاقانی”

***

هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاین همه گفتند و آخر نیست این افسانه را

“وحشی بافقی”

***

زندگی یعنی همین لبخند تو

عشق یعنی یک نفر مانند تو

مرحبا بر عشق تفسیرش تویی

آفرین بر آسمان ماهش تویی

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

“مولانا”

***

دلبرا خورشید تابان ذره‌ ایی از روی تست

“خواجوی کرمانی”

***

ای عشق همه بهانه از توست

 من خامشم این ترانه از توست

من اندوه خویش را ندانم

این گریه‌ی بی‌بهانه از توست

من می‌گذرم خموش و گمنام آوازه‌ی جاودانه از توست

چون سایه مرا ز خاک برگیر کاینجا سرو آستانه از توست

هوشنگ ابتهاج

***

اشعار قیصر امین پور + مجموعه شعر منتخب غزلیات، شعر نو و…

متن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام…

ای به زیر پوستم پنهان شده

 همچو خون در پوستم جوشان شده

با توام، دیگر ز دردی بیم نیست

هست اگر جز درد خوشبختیم نیست

فروغ فرخزاد

***

نثار کن خودت را با آن که مغروری،

 نثار کن هرچه که داری! جوانی، مهمانی گریز پاست و

تا چشم باز کنی رفته است.

نثار کن خود را به کودک بی نوایی

 که جلودار عشقش نمی شوی

 سرشارش کن، آنگاه خود مالک خود خواهی بود.

هِرمان هِسِه

***

نگارینا دل و جانم ته داری

همه پیدا و پنهانم ته داری‌

نمی‌دونم که این درد از که دارم

همی دونم که درمانم ته داری

تو عاشقانه‌ترین نام

و جاودانه‌ترین یادی

تو از تبار بهاری تو باز می‌گردی

تو آن یگانه‌ترین رازی

 ای یگانه‌ترین

تو جاودانه‌ترینی

برای آنکه نمی‌داند

برای آنکه نمی‌خواهد

برای آنکه نمی‌داند و نمی‌خواهد

تو بی‌نشانه‌ترین باش

ای یگانه‌ترین

محمود مشرف آزاد تهرانی

***

خوشا دردی که درمانش تو باشی

خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا آن دل که دلدارش تو باشی

خوشا جانی که جانانش تو باشی

خوشی و خرمی و کامرانی

 کسی دارد که خواهانش تو باشی

چه خوش باشد دل امیدواری

که امید دل و جانش تو باشی

عراقی

***

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم

غصه معنایی نداره تا تو میخندی برایم

پیش تو از یاد بردم روزهای سختی ام را

عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختی ام را

زدستم برنمی‌خیزد که یکدم بی تو بنشینم

 به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچکس بینم

تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه‌ست در دینم

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم

که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

برای ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد

که بگرفت این شب یلدا هلال از ماه و پروینم

سعدی

***

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را

 کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من

 با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

زیبا شود به کارگه عشق، کار من

 هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را

فروغی بسطامی

***

آسمان آبی چشمان تو مال من است

تا زنم پر در میان آسمانت همسرم

زندگی از مهر و لبخند تو پر شور و شر است

عاشقم بر آن کلام مهربانت همسرم

نه در سر غیر سودای تو باشد

 نه در دل جز تمنای تو باشد

به کس غیر از تو نگشایم در دل

که جای غیر یا جای تو باشد

مشتاق اصفهانی

***

ای نور دل و دیده و جانم! چونی؟

 وی آرزوی هر دو جهانم! چونی؟

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس

 تو بی رخ زرد من، ندانم چونی؟

تو سرنوشت منی از تو من کجا بگریزم

 کجا رها شوم از این طلسم تا بگریزم

به جز تو نیست هر آن کس که دوست داشته بودم

 اگر هر آینه سوی گذشته‌ها بگریزم

به هر کجا که روم آسمان من این است

سیاه مثل دو چشم تو، پس چرا بگریزم

حسین منزوی

***

صاحب قبله و قبله ،دو عزیزند،ولی
خوش‎تر آن است من از قبله‎نما بنویسم!‏
آسمان مثل تو احساس مرا درک نکرد
باز،غمنامه ،به بیگانه چرا بنویسم؟‏
تا به کی،زیر چنین سقف سیاه و سنگین
قصه‎ی درد، به امید دوا بنویسم؟‏
قلمم، جوهرش از جوش و جراحت ،جاری‎است
پست باشم که پی نان و نوا بنویسم
بارها قصد خطر کردم و گفتی:ننویس!‏
پس من این بغض فروخورده کجا بنویسم؟‏
بعد یک عمر ببین دست و دلم می‎لرزد
که“من”و“تو”به هم آمیزم و ما بنویسم!‏
“من”و“تو”چون تن و جان‎اند،مخواه و مگذر
این دو را،باز همین‎طور ،جدا بنویسم
شعر من با تو پر از شادی و شیرین‎کامی‎است
باز ،حتا اگر از سوگ و عزا بنویسم
با تو از حرکت دستم برکت می‎بارد
فرق هم نیست،چه نفرین چه دعا بنویسم!‏
از نگاهت ،به رویم ،پنجره‎ای را بگشا
تا در آن منظره‎ی روح‎گشا بنویسم
تیغ و تشباد هم از ریشه نخواهد خشکاند
غزلی را که در آن حال و هوا بنویسم
عشق،آن روز که این لوح و قلم دستم داد
گفت هرشب غزل چشم شما بنویسم

***

زالطاف خدا کنار هم زیستن است

تنها نشدن به کلبه ی خویشتن است

معشوق بغل گیر و به وی بوسه بزن

کان حج دگر به همسر آمیختن است

هر دوست که در جهان گرفتیم
دشمن به از آن گرفت ما را
هر چند که راستیم چون تیر
او همچو کمان گرفت ما را

***

یارب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه سحرگاهم ده
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده

خواجه عبدالله انصاری

***

گه مایل دنیایم و گه طالب عقبا
انداخت خیالت ز کجایم به کجاها

بیدل دهلوی

***

گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتی،
همه ی بی معنا بود

فریدون مشیری

***

ناله را هرچند می خواهم که پنهانی کشم
سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن

امیر خسرو دهلوی

***

جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است

فردوسی

***

هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است
او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است

خاقانی

***

ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد

حسین منزوی

***

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت

چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند

در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی

***

اگر ان ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت

کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلّا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از ان حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی

جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتیّ و دُر سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را

حافظ

شعر کوتاه فصل بهار + اشعار نو و سنتی زیبا و عاشقانه در مورد فصل زیبای بهار

اشعار فراق و جدایی + شعر گلچین تک بیتی، رباعی، سنتی و دو بیتی در مورد جدا شدن و دوری

اشعار عاشقانه از شاعران معاصر و سنتی قدیمی

شعر در مورد ماه اسفند + اشعار نو و سنتی در مورد اسفند ماه

شعر در مورد لب و بوسه + عکس نوشته اشعار زیبا در مورد لب

شعر بهار + مجموعه اشعار بلند، کوتاه، دو بیتی و شعر نو از شاعران مختلف با موضوع بهار

مطالب جدید

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

جملات تشکر از خدا بابت فرزند و سپاسگزاری به دلیل دختر یا پسر داشتن

فال روزانه واقعی امروز + فال و طالع بینی شما با حوادث و اتفاقات روز


3 دسر ارزان و راحت که مناسب برای مهمانی هستند

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد رسمی + جملات زیبا برای تبریک تولد رسمی به دوستان و…

جملات انگیزشی انرژی بخش + 50 متن و عکس نوشته های زیبای برای موفقیت

ماسک خانگی برای از بین بردن جوش صورت و روش تهیه آنها

نکات مهم برای ازدواج با زن و مرد مطلقه که باید بدانید

متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی

متن تبریک تولد خواهر + عکس نوشته تبریک تولد خواهر عزیز برای پروفایل

روزانه

زیباترین اشعار معروف فارسی کوتاه و بلند از شاعران مشهور ایرانی را در این مطلب گردآوری کرده ایم و امیدواریم از خواندن این اشعار لذت ببرید.

تو گذشتی و شب و روز گذشت
آن زمان‌ها به امیدی که تو
بر خواهی گشت،
پای هر پنجره مات…
می نشستم به تماشا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،
دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!
چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!

فریدون مشیری

***

شعر های زیبا و قشنگ

در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
عشاق تو را به دیده در خواب کجاست
خورشید ز غیرتت چنین می‌گوید
کز آتش تو بسوختم آب کجاست

خاقانی

***

اگر تو نبودی
من کاملا بیکار بودم
هیچ کاری
در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو

رسول یونان

***

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج برادران و خویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم

ابوسعید ابوالخیر

***

دیده‌ام خورشید را در خواب، تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی

حسین منزوی

***

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره…

قیصر امین پور

***

روی تو خوش می ​نماید آینه ما
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

سعدی

***

تا شب نشده
خورشید را
لای موهایت می‌گذارم
و عاشق می‌شوم
فردا،
برای گفتن
دوستت دارم
دیر است

جلیل صفر بیگی

***

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
ای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من

مولانا

***

فرقی نمی کند
پنجه ی طلایی آفتاب باشد
یا انگشت های خیس باران
این پنجره دیگر
جواب سلام آسمان را نخواهد داد
وقتی قرار نیست
تو از این کوچه بگذری

بهرام محمودی

***

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

فاضل نظری

***

اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

غزلیات سعدی

***

شعر های زیبا و قشنگ

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم

نیما یوشیج

متن ادبی عاشورا با شعر زیبا و دکلمه در وصف امام حسین و شهادت…

متن درباره عشق اول + جملات و شعر زیبا در مورد اولین عشق و…

***

دلم میل گل باغ ته دیره
درون سینه‌ ام داغ ته دیره
بشم آلاله زاران لاله چینم
وینم آلاله هم داغ ته دیره

بابا طاهر

***

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب…

پشت دریاها شهری است

که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است

بام‌ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می‌نگرند

دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است

مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند

که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد

پشت دریا شهری است

که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است

شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری ست

قایقی باید ساخت

سهاب سپهری

***

اول رخ خود به ما نبایست نمود
تا آتش ما جای دگر گردد دود
اکنون که نمودی و ربودی دل ما
ناچار ترا دلبر ما باید بود

ابوسعید ابوالخیر

***

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید حافظ

حافظ

***

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوش‌دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی, حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

این‌قدر با بخت خواب‌آلود لالا چرا؟

آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد زهم دنیا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

شهریار

***

بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جدایی‌ها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون مـن نجست اسرار من
سر من از ناله‌ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست…

مولانا

***

وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچ کس نیست

فروغ فرخزاد

***

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

فریدون مشیری

***

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی

قیصر امین پور

***

هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفته‌ تر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد

خیام

***

خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست

سعدی

***

چو ایران مباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

فردوسی

***

ای نام تو بهترین سر آغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

نظامی

***

هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

رودکی

اشعار زیبای تبریک عید قربان و مجموعه شعر عاشقانه و عارفانه دو بیتی و کوتاه

شعر در مورد لب و بوسه + عکس نوشته اشعار زیبا در مورد لب

اشعار یغما گلرویی + مجموعه شعر عاشقانه شاعر ایرانی به همراه عکس نوشته از اشعار زیبا

شعر طلوع خورشید + مجموعه اشعار زیبای شاد و غمگین برای طلوع آفتاب

اشعار زیبای حکیم عمر خیام نیشابوری و رباعیات شاعر بزرگ ایرانی

متن در مورد پسر + جملات و اشعار زیبا و عاشقانه در مورد پسر عزیزم

مطالب جدید

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

جملات تشکر از خدا بابت فرزند و سپاسگزاری به دلیل دختر یا پسر داشتن

فال روزانه واقعی امروز + فال و طالع بینی شما با حوادث و اتفاقات روز


3 دسر ارزان و راحت که مناسب برای مهمانی هستند

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد رسمی + جملات زیبا برای تبریک تولد رسمی به دوستان و…

جملات انگیزشی انرژی بخش + 50 متن و عکس نوشته های زیبای برای موفقیت

ماسک خانگی برای از بین بردن جوش صورت و روش تهیه آنها

نکات مهم برای ازدواج با زن و مرد مطلقه که باید بدانید

متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی

متن تبریک تولد خواهر + عکس نوشته تبریک تولد خواهر عزیز برای پروفایل

روزانه

مجموعه ای زیبا و گلچین شده از اشعار عاشقانه شاعران معاصر و قدیمی را در این مطلب روزانه گردآوری کرده ایم و امیدواریم از خواندن این مطلب لذت ببرید.

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توستحافظ

نیست پروا تلخکامان را ز تلخی‌های عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

***

شعر های زیبا و قشنگ

صائب شکایت از ستم یار چون کند؟
هر جا که عشق هست، جفا و وفا یکی است

***

عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت
ناز مهمان را ز صاحب خانه می‌باید کشید

صائب تبریزی

***

دل بیمار را در عشق آن بت
شفا از نعره‌های عاشقانه است

عطار

***

ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست
هم پیش یار گفته شود ماجرای یار

سعدی

***

خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد

خاقانی

***

رشته جان من سوخته بگسیخته باد
گر ز عشق سر زلفت ندهم جان همه شب

***

من چون ز دام عشق رهائی طلب کنم
کانکس که خسته است بتیغ تو رسته است

***

عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست
طائران عشق را پرواز گه جز طور نیست

خواجوی کرمانی

***

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی

عراقی

***

چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

سعدی

***

در این هستی غم انگیز
وقتی حتی روشن كردن یک چراغ ساده «دوستت دارم»
كام زندگی را تلخ می‌كند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌ات
زندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزاند
دیگر نازنین من
چه جای اندوه؟
چه جای اگر؟
چه جای كاش؟
و من…

این حرف آخر نیست!
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع كنم

مصطفی مستور

***

شعر های زیبا و قشنگ

به خاطر مردم است که می‌گویم
گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
و مردم نمی‌دانند
چگونه می‌شود بی هیچ واژه ای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت

لیلا کردبچه

***

چندان به تماشایش برنشستیم
که بامدادی دیگر برآمد
و بهاری دیگر

از چشم اندازهای بی برگشت در رسید
از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
نبردی پرداختیم که حنظل انتظار
بر ما گوارا آمد

ای آفتاب که برنیامدنت
شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم

محمد شمس لنگرودی

***

این عشق ماندنی این شعر بودنی
این لحظه‌های با تو نشستن سرودنی‌ست

من پاکباز عاشقم از عاشقان تو
با مرگ آزمای با مرگ
اگر که شیوه تو آزمودنی‌ست

حمید مصدق

***

کاری کن
ساحل
رویای رسیدن به تو نباشد
در دریا
چاره جز
عاشق بودن
نیست

کیکاووس یاکیده

***

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند
من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم
بی‌ انتها برای رفتن
بی‌ واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

سیدعلی صالحی

***

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

شعر عاشقانه کوتاه + مجموعه اشعار عاشقانه برای همسر و عشق

ملوانی شوریده
خلبانی سر به هوا
شاعری عاشق
قصابی دل رحم
کارگری ساده…
آدم‌های زیادی در من هستند
که عاشق هیچ کدامشان نیستی

جلیل صفر بیگی

***

برایم شعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
برای تو می‌گویند

می‌خواهم بدانم
دیگران که دچار تو می‌شوند
تا کجای شعر پیش می‌روند

تا کجای عشق
تا کجای جاده‌ای که من
در انتهای آن ایستاده‌ام

افشین یداللهی

***

نه چتر با خود داشت نه روزنامه نه چمدان
عاشق‌اش شدم…
از کجا باید می‌دانستم
مسافر است؟!

مژگان عباسلو

***

چه فرقی می‌کند
من عاشق تو باشم
یا تو عاشق من؟!

چه فرقی می‌کند
رنگین کمان
از کدام سمت آسمان آغاز می‌شود؟!

گروس عبدالملکیان

***

این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم

می‌گریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم

فروغ فرخزاد

***

اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود

احمد شاملو

***

من
دل رفتن نداشتم
درخت خانه‌ات ماندمتو
رفتن را
دل دل نکن

ریزش برگ‌هایم
آزارت می‌دهد

محمدعلی بهمنی

***

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت
بختیار اوست برما که تو را یار گرفت

من اسیر خود واز عشق جهانی بی‌خود
من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

سیف فرغانی

***

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

تو خفته به استراحت و بی تو مرا
تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

هاتف اصفهانی

***

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

رودکی

***

تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم

وحشی بافقی

***

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهایی

***

هر که در عاشقی قدم نزده است
بر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشق
که بر او عشق، تیر غم نزده است

خاقانی

***

هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس
زانسان شده‌ام بی سر و سامان که مپرس

ای مرغ خیال سوی او کن گذری
وانگه ز منش بپرس چندان که مپرس

مولانا

***

شعر عاشقانه از استاد شهریار
دیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده‌ای!
ماه من، آفت دل، فتنه‌ی جان‌ها شده‌ای!

پشت‌ها گشته دو تا، در غمت ای سرو روان
تا تو در گلشن خوبی گل یکتا شده‌ای

خوبی و دلبری و حسن، حسابی دارد
بی‌حساب از چه سبب این‌همه زیبا شده‌ای؟

حیف و صد حیف که با این‌همه زیبایی و لطف
عشق بگذاشته اندر پی سودا شده‌ای

شبِ مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
باز آشوبگر خاطر شیدا شده‌ای

بین امواج مهت رقص کنان می‌بینم
لطف را بین‌، که به شیرینی رویا شده‌ای

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده‌ای؟

استاد شهریار

***

باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست

در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست

ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار توست

سیری مباد سوخته‌ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه‌ی شیرین گوار توست

بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست

هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت
این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست

ای سایه صبر کن که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست

***

ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست

آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه شبانه از توست

من انده خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست

ای آتش جان پاکبازان
در خرمن من زبانه از توست

افسون شده تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از توست

کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از توست

گر باده دهی و گرنه ، غم نیست
مست از تو ، شرابخانه از توست

می را چه اثر به پیش چشمت؟
کاین مستی شادمانه از توست

پیش تو چه توسنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از توست

من می‌گذرم خموش و گمنام
آوازه جاودانه از توست

چون سایه مرا ز خاک برگیر
کاینجا سر و آستانه از توست

***

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد

سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم
چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد

چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد

ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم
چه مراد ماند زان پس که میسرم نیامد

دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر
به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نیامد

خردم گفت برپر ز مسافران گردون
چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد

چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل
به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نیامد

چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان
چه همای ماند و عنقا که برابرم نیامد

برو ای تن پریشان تو وان دل پشیمان
که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد شوهر عاشقانه + جملات احساسی و زیبای تبریک روز تولد همسرم

متن عاشقانه کوتاه و جذاب + مجموعه جملات عاشقانه برای عشقم

شعر عاشقانه کوتاه + مجموعه اشعار عاشقانه برای همسر و عشق

مطالب جدید

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

جملات تشکر از خدا بابت فرزند و سپاسگزاری به دلیل دختر یا پسر داشتن

فال روزانه واقعی امروز + فال و طالع بینی شما با حوادث و اتفاقات روز


3 دسر ارزان و راحت که مناسب برای مهمانی هستند

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد رسمی + جملات زیبا برای تبریک تولد رسمی به دوستان و…

جملات انگیزشی انرژی بخش + 50 متن و عکس نوشته های زیبای برای موفقیت

ماسک خانگی برای از بین بردن جوش صورت و روش تهیه آنها

نکات مهم برای ازدواج با زن و مرد مطلقه که باید بدانید

متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی

متن تبریک تولد خواهر + عکس نوشته تبریک تولد خواهر عزیز برای پروفایل

روزانه

زیباترین مجوعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در این قسمت سایت روزانه قرار داده ایم. زیباترین غزلیات، اشعار نو و شعرهای کوتاه هوشنگ ابتهاج را در ادامه می خوانید.

دیر است، گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!

دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه!

شعر های زیبا و قشنگ

 

دیر است گالیا

به ره افتاد کاروان

عشق من و تو ؟… آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست

 

شاد و شکفته در شب جشن تولدت

تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک

امشب هزار دختر همسال تو ولی

خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک

 

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا

 

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ

 

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان

دست هزار کودک شیرین بی گناه

چشم هزار دختر بیمار ناتوان…

 

دیر است گالیا

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

شعر های زیبا و قشنگ

هنگامه رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است

 

در روی من مخند!

شیرینی نگاه تو بر من حرام باد!

بر من حرام باد از این پس شراب و عشق!

بر من حرام باد تپش‌های قلب شاد!

 

یاران من به بند،

در دخمه‌ های تیره و نمناک باغشاه

در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک

در هر کنار و گوشهٔ این دوزخ سیاه

 

زود است گاليا

در گوش من فسانه دلدادگي مخوان

اکنون ز من ترانه شوریدگی مخواه!

 

زود است گالیا

نرسیدست کاروان …

روزی که بازوان بلورین صبحدم

برداشت تیغ و پردهٔ تاریک شب شکافت،

روزی که آفتاب

از هر دریچه تافت،

روزی که گونه و لب یاران همنبرد

رنگ نشاط و خنده گمگشته بازیافت،

 

من نیز باز خواهم گردید آن زمان

سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه ها

سوی بهارهای دل انگیز گل فشان

سوی تو،

عشق من

***

گفتمش
شیرین ترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه
افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من بخود لرزیدم
از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش
بنگر د راین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست
سر به سوی آسمان برداش

 

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز؟

 

من در این گوشه که از دنیا بیرون است

آفتابی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه می‌بینم دیوار است

آه این سخت سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو بر می‌کشم از سینه نفس

نفسم را برمی‌گرداند

 

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می‌ماند

کورسویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانیست

 

نفسم می‌گیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است

 

اندر این گوشه خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

یاد رنگینی در خاطر من

گریه می‌انگیزد

 

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می‌گرید

چون دل من که چنین خون ‌آلود

هر دم از دیده فرو می‌ریزد

ارغوان

 

این چه رازیست که هر بار بهار

با عزای دل ما می‌آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می‌افزاید؟

 

ارغوان پنجه خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده خورشید بپرس

کی بر این درد غم می‌گذرند؟

 

ارغوان خوشه خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند

جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

 

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

 

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

***

 

بی مرغ آشیانه چه خالی ست

خالی تر آشیانه مرغی

جفت خود جداست

آه ای کبوتران سپید شکسته بال

اینک به آشیانه دیرین خوش آمدید

اما دلم به غارت رفته ست

با آن کبوتران که پریدند

با آن کبوتران که دریغا

هرگز به خانه بازنگشتند

***

 

سینه باید گشاده چون دریا

تا کند نغمه ای چو دریا ساز

نفسی طاقت آزموده چو موج

که رود صد ره برآید باز

تن

طوفان کش شکیبنده

که نفرساید از نشیب و فراز

بانگ دریادلان چنین خیزد

کار هر سینه نیست این آواز

***

 

شب فرو می افتاد

به درون آمدم و پنجره ها رابستم

باد با شاخه در آویخته بود

من در این خانه تنها

تنها

غم عالم به دلم ریخته بود

ناگهان حس کردم

که کسی

آنجا بیرون در باغ

در پس پنجره ام می گرید

صبحگاهان شبنم

می چکید از گل سیب

***

 

برداشت آسمان را

چون کاسه ای کبود

و صبح سرخ را

لاجرعه سر کشید

آنگاه

خورشید در

تمام وجودش طلوع کرد

***

زين گونه‌ام كه در غم غربت شكيب نيست

گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست

 

جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش

كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست

 

گم گشته‌ی ديار محبت كجا رود؟

نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

 

عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد

ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست

 

در كار عشق او كه جهانیش مدعی است

اين شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست

 

جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت

وین بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست

 

گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام

كاین سوز دل به نـاله‌ی هر عندليب نيست

***

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید

 

اگر چه دلها پر خون است شکوه شادی افزون است

سپیده ما گلگون است که دست دشمن در خون است

 

ای ایران! غمت مرساد

جاویدان شکوه تو باد

 

راه ما، راه حق، راه بهروزیست

اتحاد اتحاد رمز پیروزیست

 

صلح و آزادی جاودانه در همه جهان، خوش باش

یادگار خون عاشقان! ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باش

***

امشب به قصه دل من گوش می‌کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی

 

این دُر همیشه در صدف روزگار نیست

می‌گویمت ولی تو کجا گوش می‌کنی

 

دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرمت

ای ماه با که دست در آغوش می‌کنی

 

در ساغر تو چیست که با جرعه نخست

هشیار و مست را همه مدهوش می‌کنی

 

می جوش می‌زند به دل خم بیا ببین

یادی اگر ز خون سیاووش می‌کنی

 

گر گوش می‌کنی سخنی خوش بگویمت

بهتر ز گوهری که تو در گوش می‌کنی

 

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگرش نوش می‌کنی

 

سایه چو شمع شعله در افکنده‌ای به جمع

زین داستان که با لب خاموش می‌کنی

***

شعر عاشقانه کوتاه + مجموعه اشعار عاشقانه برای همسر و عشق

اشعار قشنگ عاشقانه (اشعار رمانتیک برای همسر و عشق) و عکس…

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود

هواگرفته عشق از پی هوس نرود

 

به بوی زلف تو دم می‌زنم درین شب تار

وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

 

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم

که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

 

نثار آه سحر می‌کنم سرشک نیاز

که دامن توام ای گل ز دسترس نرود

 

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق

کزین چراغ تو دودی به چشم کس نرود

 

فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش است

که کار دلبری گل ز خار و خس نرود

 

دلی که نغمه ناقوس معبد تو شنید

چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود

 

بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر

که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود

***

ای عشق همه بهانه از توست

من خامشم این ترانه از توست

 

آن بانگ بلند صبحگاهی

وین زمزمه شبانه از توست

 

من انده خویش را ندانم

این گریه بی بهانه از توست

 

ای آتش جان پاکبازان

در خرمن من زبانه از توست

 

افسون شده تو را زبان نیست

ور هست همه فسانه از توست

 

کشتی مرا چه بیم دریا؟

طوفان ز تو و کرانه از توست

 

گر باده دهی و گرنه ، غم نیست

مست از تو ، شرابخانه از توست

 

می را چه اثر به پیش چشمت؟

کاین مستی شادمانه از توست

 

پیش تو چه توسنی کند عقل؟

رام است که تازیانه از توست

 

من می‌گذرم خموش و گمنام

آوازه جاودانه از توست

 

چون سایه مرا ز خاک برگیر

کاینجا سر و آستانه از توست

***

مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا

سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا

 

جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم

یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

 

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز

کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا

 

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من

آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا

 

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او

تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا

 

گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلک

گوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا

 

نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند

رشکِ سلیمان نگر و غیرتِ جمشید مرا

 

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می‌نگرم

بانگِ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا

 

چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او

باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

 

پرتو بی پیرهنم، جان رها کرده تنم

تا نشوم سایه خود باز نبینید مرا

 

***

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من توست

 

گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

 

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

 

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

 

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

 

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

 

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل

هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

 

سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر

وه از این آتش روشن که به جان من و توست

***

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند

به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند

 

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند

کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند

 

نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

 

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم

یک صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

 

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود

که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند

 

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند

 

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

***

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند
سایه ي سوخته دل این طمع خام مبند
دولت وصل تو اي ماه نصیب که شود
تا ازآن چشم خورد باده و زان لب گل قند
خوش تر از نقش توام نیست در ایینه ي چشم
چشم بد دور ، زهی نقش و زهی نقش پسند
خلوت خاطر ما رابه شکایت مشکن
که من از وی شدم اي دل به خیالی خرسند
من دیوانه که صد سلسله بگسیخته ام
تا سر زلف تو باشد نکشم سر ز کمند
قصه ي عشق من آوازه به افلک رساند
همچو حسن تو که صد فتنه در آفاق افکند
سایه از ناز و طرب سر به فلک خواهم سود
اگر افتد به سرم سایه ي آن سرو بلند

***

چه خوش افسانه می گویي به افسون هاي خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش ودر کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی
نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود رابه خلوت هاي خاموشی

***

تنگ غروب
یاری کن اي نفس که درین گوشه ي قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته ي یک نفس
تنگ غروب و هول بیابان و راه دور
نه پرتو ستاره و نه ناله ي جرس
خونابه گشت دیده ي کارون و زنده رود
اي پیک آشنا برس از ساحل ارس
صبر پیمبرانه ام آخر به پایان رسید
اي ایت امید به فریاد من برس
از بیم محتسب مشکن ساغر اي رقیب
می خواره را دریغ بود خدمت عسس
جز مرگ دیگرم چه کس اید به پیشباز
رفتیم و همان‌ گونه نگران تو باز پس
ما را هوای چشمه ي خورشید در سر است
سهل است سایه گر برود سر دراین هوس

***

تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت اي امید جان
هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ي شبانه با من است
برگ عیش و جام و چنگ اگر چه نیست
رقص و مستی و ترانه با من است
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است
خواب نازت اي پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است

***

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

سایه ها زیر درختان در غروب سبز میگریند
شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر
و آسمان چون من غبار آلود دلگیری
باد
بوی خاک باران خورده می آرد
سبزه ها در رهگذر شب پریشانند
آه اکنون بر کدامین دشت می بارد
باغ حسرتناک بارانی ست
چون دل من در هوای گریه سیری

***

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

بنشینیم و بیندیشیم
این همه ی با همبیگانه
این همه ی دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟
و چه
خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
جنگلی بودیم
شاخه در شاخه همه ی آغوش
ریشه در ریشه همه ی پیوند
وینک انبوه درختانی تنهاییم
مهربانی به دل بسته ما مرغی ست
کز قفس در نگشادیمش
و. به عذری که فضایی نیست
وندرین باغ خزان خورده
جز سموم ظلم آورده
هوایی نیست
ره پرواز ندادیمش
هستی ما که چو آینه
تنگ بر سینه فشردیمش از وحشت سنگ انداز

***

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

این ساکت صبور که چون شمع
سر کرده درکنار غم خویش
با این شب دراز و درنگش
جانش همه ی فغان و دریغ است
فریادهاست در دل تنگش
در خلوت غم آور مرجان
پی هاي هاي گریه شبی نیست
اما خروش وحشی دریا
گم می‌کند دراین ظب طوفان
فریادهای خسته وی را
بس در حصار این شب دلگیر
ماندم نگاه بسته به روزن
هم چون گیاه رسته بن چاه
یک یک ستاره ها به سر
من
چون اشک پر شدند و چکیدند
نایی نرست آخر از این چاه
تا ناله هاي من بتواند
روزی به گوش رهگذری گفت
وز خون تلخ من گل سرخی
دراین

***

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت
خیره بر او چشم خون گرفته خورشید
دامن دشت از غبار سوخته پر شد
مرغ شب
از آشیانه پر زد و نالید
جنگل آتش گرفته از نفس افتاد
و آن همه ی رنگ و ترانه گشت فراموش
ابر سیه خیمه زد گرفته و سنگین
بر سر ویرانه هاي جنگل خاموش
اما شبها که جز ستاره کسی نیست
زمزمه اي در بین جنگل خفته ست
خاک نفس می‌کشد هنوز تو گویی
در نفسش بوی باغ هاي
شکفته ست
سینه این خاک خشک سوخته حاصل
بستر بس جویبارهای روان است
در دل گسترده اش چو ابر گرانبار
اشک ز …

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

شعر عاشقانه کوتاه + مجموعه اشعار عاشقانه برای همسر و عشق

اشعار روز پزشک و مجموعه شعر برای تبریک و بزرگداشت روز پزشک 1 شهریور

اشعار قیصر امین پور + مجموعه شعر منتخب غزلیات، شعر نو و اشعار کوتاه

اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) + شعر و مداحی در وصف حضرت عباس

اشعار روضه حضرت عباس علیه السلام + مجموعه شعر بلند و زیبا در مورد حضرت ابوالفضل

مطالب جدید

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

جملات تشکر از خدا بابت فرزند و سپاسگزاری به دلیل دختر یا پسر داشتن

فال روزانه واقعی امروز + فال و طالع بینی شما با حوادث و اتفاقات روز


3 دسر ارزان و راحت که مناسب برای مهمانی هستند

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد رسمی + جملات زیبا برای تبریک تولد رسمی به دوستان و…

جملات انگیزشی انرژی بخش + 50 متن و عکس نوشته های زیبای برای موفقیت

ماسک خانگی برای از بین بردن جوش صورت و روش تهیه آنها

نکات مهم برای ازدواج با زن و مرد مطلقه که باید بدانید

متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی

متن تبریک تولد خواهر + عکس نوشته تبریک تولد خواهر عزیز برای پروفایل

روزانه

زیباترین اشعار معروف فارسی کوتاه و بلند از شاعران مشهور ایرانی را در این مطلب گردآوری کرده ایم و امیدواریم از خواندن این اشعار لذت ببرید.

تو گذشتی و شب و روز گذشت
آن زمان‌ها به امیدی که تو
بر خواهی گشت،
پای هر پنجره مات…
می نشستم به تماشا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،
دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!
چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!

فریدون مشیری

***

شعر های زیبا و قشنگ

در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
عشاق تو را به دیده در خواب کجاست
خورشید ز غیرتت چنین می‌گوید
کز آتش تو بسوختم آب کجاست

خاقانی

***

اگر تو نبودی
من کاملا بیکار بودم
هیچ کاری
در این دنیا ندارم
جز دوست داشتن تو

رسول یونان

***

یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج برادران و خویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده
تا از در تو بر در ایشان نشوم

ابوسعید ابوالخیر

***

دیده‌ام خورشید را در خواب، تعبیرش تویی
خواب دریا و شب مهتاب، تعبیرش تویی

حسین منزوی

***

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره…

قیصر امین پور

***

روی تو خوش می ​نماید آینه ما
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

سعدی

***

تا شب نشده
خورشید را
لای موهایت می‌گذارم
و عاشق می‌شوم
فردا،
برای گفتن
دوستت دارم
دیر است

جلیل صفر بیگی

***

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
ای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من

مولانا

***

فرقی نمی کند
پنجه ی طلایی آفتاب باشد
یا انگشت های خیس باران
این پنجره دیگر
جواب سلام آسمان را نخواهد داد
وقتی قرار نیست
تو از این کوچه بگذری

بهرام محمودی

***

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

فاضل نظری

***

اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا

غزلیات سعدی

***

شعر های زیبا و قشنگ

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم

نیما یوشیج

متن ادبی عاشورا با شعر زیبا و دکلمه در وصف امام حسین و شهادت…

متن درباره عشق اول + جملات و شعر زیبا در مورد اولین عشق و…

***

دلم میل گل باغ ته دیره
درون سینه‌ ام داغ ته دیره
بشم آلاله زاران لاله چینم
وینم آلاله هم داغ ته دیره

بابا طاهر

***

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب…

پشت دریاها شهری است

که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است

بام‌ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می‌نگرند

دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است

مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند

که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد

پشت دریا شهری است

که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است

شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

پشت دریاها شهری ست

قایقی باید ساخت

سهاب سپهری

***

اول رخ خود به ما نبایست نمود
تا آتش ما جای دگر گردد دود
اکنون که نمودی و ربودی دل ما
ناچار ترا دلبر ما باید بود

ابوسعید ابوالخیر

***

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید حافظ

حافظ

***

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوش‌دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی, حالا چرا؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

این‌قدر با بخت خواب‌آلود لالا چرا؟

آسمان چون شمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد زهم دنیا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

شهریار

***

بشنو این نی چون شکایت می‌کند
از جدایی‌ها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند
در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون مـن نجست اسرار من
سر من از ناله‌ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست…

مولانا

***

وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچ کس نیست

فروغ فرخزاد

***

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

فریدون مشیری

***

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی

قیصر امین پور

***

هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفته‌ تر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد

خیام

***

خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست

سعدی

***

چو ایران مباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

فردوسی

***

ای نام تو بهترین سر آغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز

نظامی

***

هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

رودکی

اشعار زیبای تبریک عید قربان و مجموعه شعر عاشقانه و عارفانه دو بیتی و کوتاه

شعر در مورد لب و بوسه + عکس نوشته اشعار زیبا در مورد لب

اشعار یغما گلرویی + مجموعه شعر عاشقانه شاعر ایرانی به همراه عکس نوشته از اشعار زیبا

شعر طلوع خورشید + مجموعه اشعار زیبای شاد و غمگین برای طلوع آفتاب

اشعار زیبای حکیم عمر خیام نیشابوری و رباعیات شاعر بزرگ ایرانی

متن در مورد پسر + جملات و اشعار زیبا و عاشقانه در مورد پسر عزیزم

مطالب جدید

متن گل رز عاشقانه + مجموعه اشعار عاشقی با موضوع گل رز سرخ

جملات تشکر از خدا بابت فرزند و سپاسگزاری به دلیل دختر یا پسر داشتن

فال روزانه واقعی امروز + فال و طالع بینی شما با حوادث و اتفاقات روز


3 دسر ارزان و راحت که مناسب برای مهمانی هستند

متن رمانتیک عاشقانه + جملات عاشقانه کوتاه و بلند تقدیم به عشقم و همسرم

اشعار عاشقانه مولانا ❤️ ؛ گلچین دو بیتی و شعر بلند مولانا

متن تبریک تولد رسمی + جملات زیبا برای تبریک تولد رسمی به دوستان و…

جملات انگیزشی انرژی بخش + 50 متن و عکس نوشته های زیبای برای موفقیت

ماسک خانگی برای از بین بردن جوش صورت و روش تهیه آنها

نکات مهم برای ازدواج با زن و مرد مطلقه که باید بدانید

متن و جملات قشنگ و زیبا برای پست و کپشن + جمله های کوتاه و ادبی

متن تبریک تولد خواهر + عکس نوشته تبریک تولد خواهر عزیز برای پروفایل

گلچینی از زیباترین اشعار عاشقانه، ادبی و کوتاه از شاعران معروف را در سایت کوکا بخوانید :

دلبرا خورشید تابان ذره‌ ایی از روی تست

“خواجوی کرمانی”

******

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام
دوست می دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته ام
دوست می دارمشعر های زیبا و قشنگ

******

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

“مولانا”

******

به مهر و ماه چه نسبت فرشته روی مرا؟
سخن مگو که مرا نیست تاب گفت و شنید
کجا به نرمی اندام او بود مهتاب؟
کجا به گرمی آغوش او بود خورشید؟

“اشعار عاشقانه رهی معیری“

******

هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاین همه گفتند و آخر نیست این افسانه را

“وحشی بافقی”

******

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را …

“کاظم بهمنی”

******

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا

“خاقانی”

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

******

در نومیدی بسی امید است
پایان شب سیه سپید است

“نظامی”

******

ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند
به روی آب جای قطره ی باران نمی ماند

******

هر کس بد ما به خلق گویید ما چهره از او نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم

******

برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار

******

جهان سر به سر حکمت و عبرت است
چرا بهره ما همه غفلت است

“فردوسی”

هر که نامخت از گذشت روزگار
نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

“رودکی”

******

جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست
هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست

******

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

******

شعر های زیبا و قشنگ

خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار

تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شب نرود صبح پدیدار نباشد

“سعدی شیرازی”

******

یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

“بابا طاهر”

******

جلوه بخت تو دل می برد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی


حافظ”

******

پیری آن نیست که بر سر زند موی سفید
هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است

زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست
زندگی یعنی همین پروازها
صبح ها
لبخندها
آوازها

******

تیغ تیزی گر به دستت داد چرخ روزگار
هرچه میخواهی ببر اما مبر نان کسی

******

زندگی آب روانی است، روان می گذرد
هر چه تقدیر من و توست، همان می گذرد

******

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار آرد

******

تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
نه با آرزوی من …

******

دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم‌ ها
که کسی نمی‌ داند
که کسی نمی‌ تواند
که کسی بلد نیست

******

کاش می شد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش می شد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه این که دل شکست

******

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

“حافظ شیرازی”

در ادامه بخوانید : شعر جدید زیبا و عاشقانه

فال حافظ

بهترین جراح بینی در تهرانسایت گوشی و لوازم جانبی موبایلدکتر مغز و اعصابمتخصص تغذیهسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا توسط سایت های دیگر بدون کسب اجازه قبلی ممنوع می باشد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.

توجه

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

شعر عاشقانهاشعار مولانااشعار حافظاشعار سعدیاشعار فردوسیاشعار خیاماشعار شهریاراشعار فروغ فرخزاداشعار شاملواشعار فاضل نظریاشعار سهراب سپهریشعر نو

بهترین جراح بینی در تهرانسایت گوشی و لوازم جانبی موبایلدکتر مغز و اعصابمتخصص تغذیهسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا توسط سایت های دیگر بدون کسب اجازه قبلی ممنوع می باشد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.شعر های زیبا و قشنگ

توجه

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

خوش تر از دوران عشق ایام نیست

زیباترین اشعار عاشقانه و احساسی کوتاه و بلند برای همسر و عشق زندگی با موضوعات : ابراز عشق، دلتنگی و غمگین سوزناک، دوری و جدایی، دلشکسته بودن و شعرهای عاشقانه زیبا و رمانتیک عاطفی از شاعران مشهور ایران و جهان برای زن و شوهر های عاشق و دوران نامزدی

میخواهمت که خواستنی تر از هر کسی …

******

شعر عاشقانه زیبا برای همسرم

شعر های زیبا و قشنگ

تورا دوست دارم
بدون آن که علتش را بدانم
محبتی که علت داشته باشد
یا احترام است یا ریا …

******

متن عاشقانه

کی می رسد آن صبح
که من صدایت بزنم
تو بگویی جانا

***

سلام من
به آن پرنده سپیده و شادمان
که در سپیده با نسیم
ترانه ساز می شود
صبح زیبات بخیر

******

اشعار عاشقانه زیبا و کوتاه

از چهره ى تو
چیز زیادى یادم نیست
جز این که
اقیانوس آرامى
ریخته بود بین چشمهات
و روى طراوت لب هات
زمزمه ى تردى بود
که گنگم مى کرد
و نمى گذاشت
از چهره ى تو چیز زیادى
یادم باشد

******

چه شد در من نمی دانم
فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم …

******

تو معشوق ناب من هستی
همیشه عاشقت و مجنون تو می مانم لیلی جانم

تک بیتی عاشقانه زیبا برای شوهرم

صبح خورشید نگاهت به سرش خواب ندارد؟
پس بیا خوب نگهم کن که دلم تاب ندارد

******

شعر عاشقانه زیبا و غمگین

یا مشکل ارسال پیام از دل ما بود
یا منبع گیرنده ی قلب تو خراب است

زاییده ی دردیم و به بار آمده ی عشق
در مکتب ما عشق فقط حرف حساب است

یک جمله بگو دلبرکم حرف دلت چیست
عاشق شده این شاعر و دنبال جواب است

******

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی

******

شعر نو عاشقانه زیبا برای همسرم

صدا بزن مرا
مهم نیست به چه نامی
فقط میم مالکیت را آخرش بگذار
می خواهم باور کنم، مال تو هستم …

***

همسر عزیزم، تو تنها یار و همدم زندگی ام هستی
چه بخواهی چه نخواهی تا ابد در قلب من می مانی …
دوستت دارم

******

اگر باغ نگاهم پر ز خار است، گلم تاراج دست روزگار است
به چشمانت قسم، با بودن تو، زمستانی ترین روزم بهار است

******

شعر عاشقانه برای همسر عزیزم

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است؟
شهریار

گرمای دستات آرامش منه

******

شب وقتی زیبا است که بدانی
یک نفر، یک جایی از این دنیا
با تصویرسازی آغوش تو به خواب رفته است
و چه زیباتر می‌شود وقتی که آن یک نفر
همانی باشد که تو هم هرشب
در خیال خودت در آغوشش می‌گیریشعر های زیبا و قشنگ

******

شعر رمانتیک زیبا برای عشقم

امروز
بیشتر از هر روز دیگری دوستت دارم
دست خودم نیست جمعه‌ها عاشق‌ترم!
مخصوصا اگر
چشم در چشم #تُ
از خواب بیدار شوم…

******

شعر دوبیتی عاشقانه زیبا

یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

بابا طاهر

***

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

فریدون مشیری

******

شاعر میگه :
لا تقسوا علی أنثی إلا فی عناقها…
به زن سخت نگیرید
مگر به هنگام در آغوش کشیدنش :))

******

شعر عاشقانه برای همسر مهربانم

بوی شور انگیز باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی

بسکه خوب و مھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی

خواهشا با قلب تنھایم بمان
چون فقط تو بوی انسان می دهی

******

شعرهای عاشقانه زیبا و دلنشین جدید

از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت
محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است
اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است

ملک الشعرای بهار

******

فکر هایم تکه تکه شده اند
تو که نباشی
بهانه ایی برای جمع کردنشان ندارم
کاش باشی
تا فکرهایم بکر و خواستنی باشند

******

شعر عارفانه عاشقانه زیبا

بیا بیا دلدار من دلدار من
درآ درآ در کار من در کار من
تویی تویی گلزار من گلزار من
بگو بگو اسرار من اسرار من

******

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست

آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست

عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست

شهدیست با شرنگ و نشاطی‌ست با تعب
داروی دردناکست آنرا که درد نیست

آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست

سنایی

******

تو را با قلب و جانم برگزیدم
وزین نا مردمی ها دل بریدم

به شوق دیدن روی تو ای دوست
هزاران غمزه و نازت خریدم

******

اشعار عاشقانه جدید و زیبا

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم

******

شعر دلتنگی و جدایی زیبا

امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه دیدار است

آن گونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است

******

بیراهه دور می‌زند بی تو دلم
لبخند به زور می‌زند بی تو دلم

هر وقت که دیر می‌کنی مثل سه تار
در مایه شور می‌زند بی تو دلم

احسان افشاری

******

شغر غمگین و عاشقانه زیبا

ببار ای باران، ببار که غم از دلم رفتنی نیست
اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست
آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست
غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست

******

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم

مولانا

******

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی، ها می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

محمد علی بهمنی

******

غزل عاشقانه زیبا

ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه سبحانی

جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

حافظ

******

گفتم که پر از عطر بهاری بانو
خب حرف بزن گاه گداری بانو
گفتی به خدا حرف ندارم آقا
گفتم به خدا حرف نداری بانو

بهمن بنی‌هاشمی

******

شعر انگلیسی عاشقانه زیبا

To my dear Husband
I just want to say
You made my life complete
On our Wedding Day
I Love You

شوهر عزیزم فقط یه چیزی می خواهم بگم
تو در روز عروسی
زندگی مرا کامل کردی
دوستت دارم

******

شعر عاشقانه برای ابراز عشق

اگر دریای دل آبی ست
تویی فانوس زیبایش
اگر آیینه یک دنیاست
تویی معنای دنیایش

تو یعنی یک شقایق را
به یک پروانه بخشیدن
تو یعنی از سحر تا شب
به زیبایی درخشیدن

تو یعنی یک کبوتر را
ز تنهایی رها کردن
خدای آسمان ها را
به آرامی صدا کردن

تو یعنی چتری از احساس
برای قلب بارانی
تو یعنی در زمستان ها
به فکر پونه افتادن

اگر یک آسمان دل را
به قصد عشق بردارم
میان عشق وزیبایی ترا من دوست می دارم

******

هوا خواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی

******

کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت

کاش برگ آخر تقویم عشق
خبر از یک روز بارانی نداشت

******

مانند یک بهار مانند یک عبور
از راه می رسی و مرا تازه می کنی

همراه تو هزار عشق از راه می رسد
همراه تو بهار
بر دشت خشک سینه من سبز می شود

وقتی تو می رسی، در کوچه های خلوت و تاریک قلب من مهتاب می دمد
وقتی تو می رسی
ای آرزوی گم شده بغض های من
من نیز با تو به عشق می رسم

******

شعر عاشقانه در وصف یار

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب‌های جدایی
هوشنگ ابتهاج

******

عشق تو چیزی دارد که به من آرامش می‌بخشد
حتی اگر همه جهان بلرزد
من با عشق تو محکم و استوار بی ترس می‌خوابم

******

بگیر این گل از من یاد بودى
که تنها لایق این گل تو بودى
فراوان آمدند این گل بگیرند
ندادم چون عزیز من تو بودى

******

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم تو را دوست دارم

***

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ ی کبود اگر عشق نبود

از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

قیصر امین پور

******

نه به چاهی نه به دام هوسی افتاده
دلم انگار فقط یاد کسی افتاده

******

شعر عاشقانه زیبا برای همسر

منم تنها ترین تنهای تنها
و تو زیبا ترین زیبای دنیا

منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق

نگاهت را پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هرچه دارم

******

غزل عاشقانه زیبا

ممکن ز تو چون نیست که بر دارم دل
آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم تو نسپارم دل
دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

***

شعر عاشقانه برای همسر از مولانا

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری

مولانا

******

یار با ما بی‌ وفایی می‌کند
بی‌ گناه از من جدایی می‌کند

شمع جانم را بکشت آن بی‌ وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند

سعدی

******

چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
صدف گهر نماید شکر عقیق رنگش

بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندان
همه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش

خاقانی

******

شعر زیبا عاشقانه برای عشقم

ای روی خوب تو سبب زندگانی‌ ام
یک روزه وصل تو طرب جاودانی‌ ام

جز با جمال تو نبود شادمانی‌ ام
جز با وصال تو نبود کامرانی‌ ام

بی‌ یاد روی خوب تو ار یک نفس زنم
محسوب نیست آن نفس از زندگانی‌ ام

دردی نهانی‌است مرا از فراق تو
ای شادی تو آفت درد نهانی‌ ام

انوری

******

شعر عاشقانه زیبا برای عشقم

به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی، کاش
یکی از آرزوهای تو باشم

محمدرضا شفیعی کدکنی

******

شعرهای عاطفی و احساسی زیبا

کافیست
صبح که چشمانت را باز می‌کنی
لبخندی بزنی جانم
صبح که جای خودش را دارد
ظهر و عصر و شب هم
بخیر می‌شود

محمد خسرو آبادى

******

بوسه یعنی وصل جانان وصل عشق
بوسه یعنی یک شدن در درس عشق

فال حافظ

بهترین جراح بینی در تهرانسایت گوشی و لوازم جانبی موبایلدکتر مغز و اعصابمتخصص تغذیهسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا توسط سایت های دیگر بدون کسب اجازه قبلی ممنوع می باشد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.

توجه

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

اگر دریای دل آبی ست
تویی فانوس زیبایش
اگر آیینه یک دنیاست
تویی معنای دنیایش

******

گرچه او هرگز نمی گیرد ز حال ما خبر
درد او هر شب خبر گیرد ز سر تا پای ما

“صائب تبریزی”

******

شعر های زیبا و قشنگ

بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهی
با نگاهت بر دلم جان می دهی
بسڪہ خوب ومھربان و صادقی
بر دلم عشقی فراوان می دهی

******

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

******

اشعار کوتاه ادبی

آه اگر باز به سویم آیی
دیگراز کف ندهم آسانت
ترسم این شعله ی سوزنده ی عشق
آخر آتش فکند بر جانت

“شعر فروغ فرخزاد“

******

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

“سعدی”

******

گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خیال بیش و کم آزاد شو

“اقبال لاهوری”

******

خواهی که ترا دولت ابرار رسد
مپسند که از تو بر کس آزار رسد
از مرگ میندیش و غم رزق مخور
کین هر دو بوقت خویش ناچار رسد

“شعر ابوسعید ابوالخیر“

******

جهان کوچکی‌ ست زندگی‌ ام
و تو
لطیف‌ ترین قدرت این جهانی
آغوش را تحریم کنی
بیچاره می‌شوم

“کاظم خوشخو”

******

کلماتم را
در جوی سحر می‌ شویم
لحظه‌ هایم را
در روشنی باران‌ ها
تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌ دغدغه بی‌ ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و‌ هامون
با تو بی‌ پرده بگویم
که تو را
دوست می‌دارم تا مرز جنون

“محمدرضا شفیعی کدکنی”

******

خورشیدی که تو را گرم می کند
بر من خواهد تابید
ماهی که به تو لبخند می زند
برای من از تو خواهد گفت
آسمانی که سقف تو ست
با من مهربان خواهد بود
زمین زیر پای تو
بستر من است
چقدر به هم نزدیکیم
محبوب من

“رویا ناصری”

******

گاهی میان خلوت جمع
یا در انزوای خویش
موسیقی نگاه تو را گوش می‌کنم
وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست
من جای راه رفتن
پرواز می‌کنم …!

“فریدون مشیری”

******

نمی‌خواستم
این عشق را فاش کنم
ناگاه به خود آمدم،
دیدم همه کلمات راز مرا می دانند
این است که
هر چه می نویسم
عاشقانه ای برای تو می شود

“شهاب مقربین”

******

تا شب نشده خورشید را
لای موهایت می گذارم
و عاشق می‌شوم
فردا، برای گفتن
دوستت دارم
دیر است

“جلیل صفر بیگی”

******

شعر های زیبا و قشنگ

همین که تو
هر صبح در خیالِ منی
حالِ هر روزِ من
خوب است

“لیلا مقربی”

******

گر نباشد هر دو عالم گو مباش
تو تمامی با توام تنها خوش است

“عطار”

******

باور کن
تو را پنهان خواهم کرد
در آنچه که نوشته ام
در نقاشی ها و آوازها و آنچه که می گویم
تو خواهی ماند
و کسی نه خواهد دید
و نه خواهد فهمید زیستن ات را در چشمانم

“اُزدمیر آصف”
مترجم : فائق سهرابی

******

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد!

“بنیامین دیلم”

******

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

“قیصر امین پور”

******

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

“محمد علی بهمنی”

******

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

در ادامه بخوانید : زیباترین اشعار عاشقانه

فال حافظ

بهترین جراح بینی در تهرانسایت گوشی و لوازم جانبی موبایلدکتر مغز و اعصابمتخصص تغذیهسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا توسط سایت های دیگر بدون کسب اجازه قبلی ممنوع می باشد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.

توجه

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

شعر عاشقانهاشعار مولانااشعار حافظاشعار سعدیاشعار فردوسیاشعار خیاماشعار شهریاراشعار فروغ فرخزاداشعار شاملواشعار فاضل نظریاشعار سهراب سپهریشعر نو

بهترین جراح بینی در تهرانسایت گوشی و لوازم جانبی موبایلدکتر مغز و اعصابمتخصص تغذیهسایت سلامت و پزشکی سومیتانمونه رپورتاژ آگهی

صفحه اصلیتبلیغات در کوکاتماس با مادرباره ما

سبک زندگیسلامت و پزشکیخواص هاتناسب اندامارزش غذاییپوست و مواطلاعات داروییدانستنی های بارداریگیاهخواریمعرفی فیلمدیالوگ های ماندگارمعرفی کتابچهره هاسرگرمیاشعار زیبامتن زیباسخنان بزرگانپیام تبریکتولدت مبارکمتن انگیزشیمتن عاشقانهترین هادانستنی هادانش و فن آوریدکوراسیون داخلی منزلعکس های جالب و دیدنیگل و گیاهانموضوع انشاآشپزیمتن عاشقانه نابمتن زیبا و دلنشینمتن و جملات

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا توسط سایت های دیگر بدون کسب اجازه قبلی ممنوع می باشد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.شعر های زیبا و قشنگ

توجه

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

صفحه نخست » سرگرمی » شعر » اشعار زیبا و خواندنی از شاعران ایرانی

گزیده ای از اشعار زیبا تقدیم به دوستداران شعر و ادب فارسی

اینجا همان دمی است که زود دیر میشود

گاهی به رغم تشنگی عشق، عاقبت
با حسرتی فقط، عطشت سیر میشود

گاهی همان دو چشم که رامت نموده بود
بی رحم چون کمان کمانگیر میشودشعر های زیبا و قشنگ

گاهی همان گلی که به دل پروراندیش
خارش به سینه ات چه نفس گیر میشود

گاهی که آرزوست بغل سازیش به مهر
تنها سراب اوست که تصویر میشود

گاهی نیایشت که فقط بهر وصل بود
چون نیست قسمتت، به دلت تیر میشود

گاهی صدای بارش باران که دلرباست
با چتر تک سواره چه دلگیر میشود

گاهی که ضرب و جمع به راهی نمی رسد
من کم شوم ز یار، چه تفسیر میشود

گاهی مسیر عشق، ز پیکار عقل و دل
از تیزی و خطر، چو شمشیر میشود

گاهی که منطقت ندهد پاسخت به دل
باید نشست و دید، چه تقدیر میشود..

اشعار زیبا و خواندنی از شاعران ایرانی

قیصر امین پور

اشعار عاشقانه مولانا را در بسیاری از ترانه های زیبا و دلنشین شنیده و لذت …

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

 

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم “مهربان “با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود

نیما یوشج

 

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

تو آسمانی و من ریشه در زمین دارم
همیشه فاصله ای هست داد از این دارم
قبول کن که گذشته ست کار من از اشک
که سال هاست به تنهایی ام یقین دارم
تو نیز دغدغه ات از دقایقت پیداست
مرا ببخش اگر چشم نکته بین دارم

محمدعلی_بهمنی

در این مطلب بخش هایی از رباعیات و اشعار عاشفانه خیام را برگزیده ایم که …

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم .
آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبکبال ،
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم

فریدون_مشیری

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

با من بگو چگونه به پایان رسیده ام!
با من که در حوالی قلبت تپیده ام
تقویم من به نیمه رسید و هنوز هم
من نیم دیگر دل خود را ندیده ام
پاییز میوزد به درختان و من هنوز
از فصل خنده های تو سیبی نچیده ام

محبوبه_بزم_آرا

اشعار فروغ فرخزاد جزء زیباترین و عاشقانه ترین اشعار معاصر فارسی است که به دل …شعر های زیبا و قشنگ

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

خدا! به حق دل عاشقان سرگردان
مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان
به کدخدایی آبادی به دور از عشق
نه این رعیت خانه خراب و سرگردان
خدا! بریده ام از عشق و زندگی دیگر
به آیه آیه ی توبه به جان الرحمن

علی_حیاتبخش

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

جلیل_صفربیگی

در این مطلب مجموعه ای از زیباترین اشعار عاشقانه حافظ شیرازی ملقب به لسان الغیب …

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

این شب مهتابی ام را با تو قسمت میکنم
تا سحر بیخوابی ام را با تو قسمت میکنم
از دو نیمه نیمه ی دلمردگی سهم خودم
نیمه شادابی ام را با تو قسمت میکنم

محمد_رضا_احمدی_فر

.◊.◊.◊.◊.  اشعار زیبا – شعر عاشقانه – شعر دلتنگی  .◊.◊.◊.◊.

ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ؟
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺼﻴﺒﻲ ﻧﺒﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ…

فریدون_مشیری

در این مطلب تعدادی از اشعار عاشقانه محمد حسین شهریار را گردآوری کرده ایم که …

گردآوری : مجله تصویر زندگی

تا دسته دسته موی تو جوگندمی که شد
دیدم چه سرزمین پر از خیر و برکتیست

ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام
تو قهوه می خوری و من نمی برد خوابم

تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد

چند بیت زیبا از دکتر فرامرز عرب عامری

نام:

 + 

 = 
ده

.hide-if-no-js {
display: none !important;
}



اشعار امیر خسرو دهلوی در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای امیر خسرو دهلوی را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با …

تک بیت های پر معنا و عارفانه در این مطلب گزیده ای از تک بیت های عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای شاعران بزرگ ایرانی و خارجی را آماده کرده ایم، برای مطالعه …

اشعار هاتف اصفهانی در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای هاتف اصفهانی را آماده کرده ایم، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی …

شعر های زیبا و قشنگ

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای از شاعران بزرگ را آماده کرده ایم. مهم ترین خاصیت شعر در گفتگوها این است که گاهی اوقات به جای کلی مقدمه چینی و توضیح دادن با یک بیت شعر یا حتی یک مصراع شهر می توانیم معنی کامل و منظورمان را برسانیم. همانطور که خودتان می دانید دنیای شعر و شاعری دنیایی بی پایان است، به همین دلیل در این مطلب سعی کرده ایم گزیده ای بسیار کوتاه از شعرهای فوق العاده زیبا و با معنی از شاعران سرشناس و گمنام ایرانی و خارجی را برای شما عزیزان جمع آوری کنیم که امیدواریم بتواند نظر شما را جلب کند، برای مطالعه مجموعه بهترین اشعار کوتاه جهان در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوست

گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست

هوشنگ ابتهاج

ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش

که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد

حسین منزوی

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

کاظم بهمنی

یاد ایامی که هر دَم یاد ما بودی بخیر

محمد حسین رحمتی

اندر دل من درون و بیرون همه او است

اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست

مولانا

بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کن

خسته تر از آنم که بگویم به چه علّت

یاسر قنبرلو

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای

چون دیگران بخند به غم های ما توهم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد

چشم انتظار باش در این ماجرا توهم

فاضل نظری

من که جز هم نفسی با تو ندارم هوسی

با وجود تو چرا دل بسپارم به کسی

زنده ام بی تو و شرمنده ام از خود هرچند

که دمی از سر رغبت نکشیدم نفسی

فاضل نظری

بیخبر از هم دگر آسوده خوابیدن چه سود

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟!

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟!

شعر های زیبا و قشنگ

شیخ بهایی

گه مایل دنیایم و گه طالب عقبا

انداخت خیالت زکجایم به کجاها

بیدل دهلوی

چیزی از ناچیز را عمر و زمان کردند نام

زندگی چیزی‌ ز ناچیز است‌ و آن‌ هم‌ هیچ نیست

ملک الشعرای بهار

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

استاد شهریار

احوال دل، آن زلف دو تا داند و من

راز دل غنچه را، صبا داند و من

بی من تو چگونه ای، ندانم؟ اما

من بی تو در آتشم، خدا داند و من

رهی معیری

جاده بهانه است مقصود چشم توست

من راهی توام ای مقصد درست

علیرضا آذر

تو مرا یاد کنی، یا نکنی

باورت گر بشود، گر نشود

حرفی نیست، اما

نفسم می گیرد

در هوایی که نفس های تو نیست

سهراب سپهری

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

حافظ شیرازی

قیمت اهل وفا یار ندانست دریغ

قدر یاران وفادار ندانست دریغ

درد محرومی دیدار مرا کشت افسوس

یار حال من بیمار ندانست دریغ

وحشی بافقی

جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است

بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است

چشم امید به روی تو گشادن غلط است

روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است

وحشی بافقی

مثل درختی که

به سوی آفتاب قد می‌کشد

همه وجودم دستی شده است

و همه دستم خواهشی:

خواهشِ تو

احمد شاملو

جوونی هم بهاری بود و بگذشت

به ما یک اعتباری بود و بگذشت

میون ما و تو یک الفتی بود

که آن هم نوبهاری بود و بگذشت

باباطاهر

هزار بار پیاده طواف کعبه کنی

قبول حق نشود گر دلی بیازاری

مولانا

***

زیر باران بیا قدم بزنیم

عمر شب را شبی رقم بزنیم

خسته‌ایم از سکوت حنجره‌ها

زیر باران بیا که دم بزنیم

منوچهر سعادت نوری

شعر در میان هنرهای ادبی فراگیرتر است. شعر زیبا اگر کوتاه باشد به راحتی حفظ می‌شود و در طی قرن ها زبان به زبان می‌چرخد. علاوه بر این، شعر کوتاه عاشقانه در لحظه اثر می‌بخشد: آرام می‌کند یا موجی از خشم و تأثر را برمی‌انگیزد. برخی شاعران در سرودن اشعار کوتاه تبحر و توانایی بیشتری دارند یا بیشتر مایل به سرودن شعر کوتاه هستند؛ از طرفی بسیاری از شاعران صاحب نام شعر کوتاه نسروده‌اند. بنابراین نهایت سعی به عمل آمد که در انتخاب اشعار این مجموعه از بهترین اشعار کوتاه معاصر گلچین شود.

 

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرمشعر های زیبا و قشنگ

یک قطره‌ی آبم که در اندیشه‌ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی است
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته‌ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم

فاضل نظری

 

❀❀❀❀

 

دیگر هراس نداشتم

جهان پایان یابد

من از جهان سهمم را گرفته بودم

احمدرضا احمدی

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و دلنشین →

 

می خواهم
شروع شوم
ازخودم تا تو
که چه راه درازی را
رسم کردیم و
رسیدیم به ابتدای خود

فرزاد شجاع

 

❀❀❀❀

 

ما با امید صبح وصال تو زنده‌ایم
ما را ز هول این شب هجران نگاه دار

هوشنگ ابتهاج

 

❀❀❀❀

 

به خودت نگیر شیشه‌ پنجره
تمیزت می‌کنند
که کوه را بی‌غبار ببینند
و آسمان را بی‌لکه
به خودت نگیر شیشه
تمیزت می‌کنند که دیده نشوی!

علیرضا روشن

 

❀❀❀❀

 

و من
همه‌ی جهان را
در پیراهنِ گرم تو
خلاصه می‌کنم

 

❀❀❀❀

 

شعر های زیبا و قشنگ

تنهایی یک درختم
و جز این‌ام هنری نیست
که آشیان تو باشم!

 

❀❀❀❀

 

مثل درختی که
به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه وجودم دستی شده است
و همه دستم خواهشی:
خواهشِ تو

احمد شاملو

 

❀❀❀❀

 

نام تو مرا همیشه مست می‌کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب

فریدون مشیری

 

❀❀❀❀

 

بی تو می‌رفتم،
می رفتم،
تنها،
تنها…
و صبوری مرا
کوه تحسین می‌کرد

حمید مصدق

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و خاص →

 

هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاین همه گفتند و آخر نیست این افسانه را

وحشی بافقی

 

❀❀❀❀

 

من رد بوی تو را می‌بوسم
گنجشک های تشنه
مرا بدرقه می‌کنند
کودک از پی مادر
مادر از پی کودک

کیکاووس یاکیده

 

گلچینی از شعر کوتاه زیبا

 

تو مانند سپیده دم و سحرگاهان
زیبا و دل انگیزی
و مانند شبهای تابستان سرزمین منی
فراموشم نکن
وقتی قاصدان خوشبختی کوبه در را می کوبند

آه ، لبخند پنهانی من
تو چقدر زیبا و سخت و غیر ممکنی
تو در میان آتش شعرهایم شکفته می شوی
و من
بوسه زندگی بخش و جاودانه شدن
را همینجا به تو خواهم داد
تو به اندازه زادگاه من زیبایی
زیبا بمان

ناظم حکمت

 

❀❀❀❀

 

نیایی؛
تنهاییم بزرگ‌تر می‌شود
جایِ تو تنگ‌تر

 

❀❀❀❀

 

تمامِ قلبم را به‌ تو می‌دهم
تمامِ دردَت‌ را به‌‌ من بده
عاشق شو

 

❀❀❀❀

 

نگران نباش!
این‌همه درد از دوری‌یِ تو نیست
من خیلی عاشقت شده‌‌ام

 

❀❀❀❀

 

کسی شبیه تو نیست!
دیگر هیچ‌کس را دوست نخواهم داشت

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و جدید →

 

برو!
اما نخواه کسی قدِ من دوستت داشته باشد

 

❀❀❀❀

 

بگو چگونه صدایت کنم؛
که برگردی!

 

 

صبح است
صبح خیلی زود
و بیدار شده ام
تا دوست داشتنت را
زودتر از روزهای قبل
شروع کنم

لیلا کردبچه

 

❀❀❀❀

 

دیگر منتظر کسی نیستم
هر که آمد
ستاره از رویاهایم دزدید
هر که آمد
سفیدی از کبوترانم چید
هر که آمد
لبخند از لب‌هایم برید
منتظر کسی نیستم
از سر خستگی
در این ایستگاه نشسته‌ام!

رسول یونان

 

❀❀❀❀

 

چه احوال خوبی ست
مثل پیراهنت
اسیر آغوش تو باشم

امیر وجود

 

❀❀❀❀

 

چون سرخ‌ترین سیب
در آغوش درختی
سخت است تو را دیدن و
از شاخه نچیدن!

امیر توانا املشی

 

❀❀❀❀

 

دستم را
به زیبایی تو نزدیک می‌کنم
و خواب از سرم می‌پرد
حتما که نباید
فنجان را سر کشید
گاهی قهوه از چشم ها
در جان می‌چکد

یاور مهدی پور

 

❀❀❀❀

 

گرماى مردادىِ تنِ تو
نفسِ هرکسى را مى گیرد
و منم
چه عاشقانه گرم مى شوم
مى سوزم
و دوباره
هر مرداد
عاشقت می‌شوم انگار

علیرضا اسفندیارى

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و احساسی →

 

بین ما
همه چیز تمام‌شده است
غیر از یک چیز
که من هنوز
«دوستت دارم»

پریسا سمیعی

 

 

آدم های اینجا
هیچکدام شبیه تو نیستند ‏
دلتنگت که می‌شوم ‏
چشم هایم را می‌بندم ‏
باران را تجسّم می‌کنم ‏
تو زلال مهربانی ‏
مهربان زلالی

‏دنیا غلامی

 

❀❀❀❀

 

تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی
که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت،
دلتنگی ام را به باد می‌سپارد

سیاوش میرزایی

 

❀❀❀❀

 

چون سیب رسیده ای
رها شده در رؤیا
با رود می‌روم
کاش
شاخه ای که از آب می‌گیردَم
دست تو باشد

رضا کاظمی

 

❀❀❀❀

 

یک زن؛
مگر چقدر قدرت دارد
در بزند،
و کسی در را
برایش باز نکند؟!
یک در مگر
چقدر قدرت دارد
بسته بماند،
وقتی زنی عاشق
در می‌زند؟

چیستا یثربی

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه عاشقانه →

 

مرا به ذهنت نه،
به دلت بسپار!
من
از گم شدن
در جاهای شلوغ
می‌ترسم

 

❀❀❀❀

 

نه چتر با خود داشت
نه روزنامه،
نه چمدان
عاشق اش شدم
از کجا باید می‌دانستم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مسافر است؟!

 

❀❀❀❀

 

لهجه‌ات
نه شمالی ست
نه جنوبی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما
حرف که می‌زنی
باد از شمال می‌وزد
و پرندگان از جنوب باز‌می‌گردند

 

❀❀❀❀

 

شعر هم اگر نگویم
مرا که هیچ گلی
هم‌نامم نیست
و هیچ خیابانی به نامم
چگونه به یاد خواهی آورد؟

مژگان عباسلو

 

 

تا شب نشده
خورشید را لای موهایت می‌گذارم
و عاشق می‌شوم
فردا برای گفتن دوستت دارم
دیر است

جلیل صفربیگی

 

❀❀❀❀

 

از تنم ترانه می‌ریزد
وقتی تو،
شبیه آغوش،
خیال مرا دور میزنی
من تمام این شعر را رقصیده ام

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و دلنشین →

 

تکیه داده ای به دیوار و
می خندی!
انگار نه انگار که تو
توی عکسی
و من
آویزان این زندگی بی تو!

 

❀❀❀❀

 

آن یک نفر
ما
یک نفر بودیم
و آن یک نفر
تو بودی
از ما یک نفر
یکی عاشق تر بود؛
و آن یک نفر
تو
نبودی

 

❀❀❀❀

 

چشمهای بی تو
من
این چشمهای بی تو را
به کجای این شهر بدوزم؛
که
هنوز
نرفته باشی؟

 

❀❀❀❀

 

تکثیر می‌شوی
در من
صدایی هست
که شبیه شلیک گلوله ای،
هر شب
مغزم را خالی می‌کند
تو
هر شب
روی در و دیوار اتاق
پخش می‌شوی

 

❀❀❀❀

 

روحم هنوز به خانه بر نگشته
برای قدم زدن با تو
هر از گاهی
از خودم
بیرون می‌زنم،
روحم هنوز
به خانه بر نگشته!

 

❀❀❀❀

← شعر زیبا کوتاه و خواندنی →

 

رسیدن
كمی به من برس!
من از رسیدن تو،
حالم خوب می‌شود

 

❀❀❀❀

 

نسیم آشوب موی تو
جهان چیزی شبیه موهای توست
سیاه و سرکش و پیچیده
خیال کن چه بی بختم من
که به نسیمی حتی
جهانم آشوب می‌شود

 

❀❀❀❀

 

تو شبیه دیگران نیستی
دیگران حرف می‌زنند،
راه می‌روند
نفس می‌کشند
تو نه حرف می‌زنی
نه راه می‌روی
و نه
می گذاری نفس بکشم

کامران رسول زاده

 

 

تو را دوست دارم
و زیبایی ام را به جهان تسلیم می‌کنم
تا هر لبی که تو را می‌بوسد
من باشم

 

❀❀❀❀

 

دوستت دارم و از تو می‌ترسم
قله های بلند
دره های عمیق تری دارند عزیز من
تو را دوست دارم
و از تو می‌ترسم!
این کوه اگر مرا نکشد
سربلندم می‌کند

مهسا چراغعلی

 

❀❀❀❀

 

برای خیانت هزار راه وجود دارد
ولی هیچ‌کدام به اندازه ی
تظاهر به دوست داشتن
کثیف نیست!


❀❀❀❀

← شعر کوتاه زیبا و دلنشین →

 

انصاف نیست
دنیا آنقدر کوچک باشد
که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی
و آنقدر بزرگ باشد
که نتوانی آن کس را که دلت می‌خواهد
حتی یک بار ببینی!

بهومیل هرابال

 

❀❀❀❀

 

سر تمام قرارها می‌کاشتی ام
یادت هست؟
می خواهم تلافی کنم!
به خانه ام که بیایی
در تمام گلدان ها می‌کارمت

محسن حسین‌خانی

 

❀❀❀❀

 

جوانه زده
گلدان کوچکم
دلم کمی بهار می‌خواهد
نمی آیی؟

معصومه صابر

 

❀❀❀❀

 

از برکه
به دریا بزن!
تنهایی‌اَت
بزرگ شده است مرد

 

❀❀❀❀

 

عشق
قصه‌ای بود که مادربزرگ
شب‌های زمستان برایم می‌بافت:
یکی از رو، دو تا از زیر،…
بالاپوشی که هیچ‌گاه گرمم نکرد!

 

❀❀❀❀

 

کسی که دوستش دارم،
غزل است
اسمش که نه
چشم هاش

 

❀❀❀❀

 

پروانه نیستم اما
سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ
می‌سوزم
رفتن‌َت در من
شمعی روشن کرده است انگار!

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه جذاب و پر معنا →

 

قایقت می‌شوم
بادبانم باش
بگذار هرچه حرف
پشت سرمان می‌زنند مردم،
باد هوا شود
دورترمان کند

 

❀❀❀❀

 

مرا ببوس!
روزهای سختی در پیش است
بگذار تو را
کمی پس‌انداز کنم

 

❀❀❀❀

 

رسیده‌ام به تو
اما هنوز دلتنگ‌اَم!
انگار به اشتباه،
جای طلوع
در غروبِ چشم‌هایت
فرود آمده باشم!

 

❀❀❀❀

 

اتفاقِ تازه ی منی
خدا هم اگر خواست نیفتی
بیفت!

 

❀❀❀❀

 

دلم باران می‌خواهد
و چتری خراب
و خیابانی که
هیچ گاه به خانه ی تو نرسد!

 

❀❀❀❀

 

کاش می‌توانست
به رود بیندازد خودش را
ماهی کوچکی که
د‌لش دریا بود و
خانه‌اش برکه

رضا کاظمی

 

 

لب بر لبت
چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى
که درخت شوى
که رفتن اگر بخواهى
نتوانى
که بمانى

 

❀❀❀❀

 

منم
درختی که
برگ هایش را ریخت
تا تو
ماه را
از میان شاخه هایش
تماشا کنی

 

❀❀❀❀

← شعر کوتاه خواندنی →

 

در شعرهای من
ممکن است
ماه، راه شود
و کوه، دریا
اما درد
کماکان
همان است که بود

 

❀❀❀❀

 

برای پرنده ای
که نمی خواهد بپرد
وزنه ای ست بال،
که بر تن
سنگینی می‌کند

 

❀❀❀❀

 

منم اناری در هنگامه ی پوسیدن
تا دورم نینداخته اند
صورتم را به دو دست بگیر
و لب هایم را بمک

علیرضا روشن

 

شعر کوتاه زیبا

 

هر که در عاشقی قدم نزده است

بر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشق

که بر او عشق، تیر غم نزده است

“خاقانی”

 

❀❀❀❀

 

تا در ره عشق آشنای تو شدم

با صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگر

مجنون زمانه از برای تو شدم

“وحشی بافقی”

 

❀❀❀❀

 

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل

بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم که مراست کوه قافست، نه غم

این دل که توراست، سنگ خاراست، نه دل

“رودکی”

 

❀❀❀❀

 

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت

بختیار اوست بر ما که تو را یار گرفت

من اسیر خود و از عشق جهانی بی‌خود

من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

“سیف فرغانی”

 

❀❀❀❀

 

این کوزه چو من عاشق زاری بوده‌ست

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می‌بینی

دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست

خیام نیشابوری

 

❀❀❀❀

شعر کوتاه ادبی

بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست

رها مکن که دلم را ز غم رهایی نیست

دلم ببردی و گر سر جدا کنی ز تنم

به جان تو که دلم را سر جدایی نیست

“امیرخسرو دهلوی”

 

❀❀❀❀

 

ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی

باز آی که دل خسته شد از بار جدایی

هر چند مرا هیچ نخوانی که بیایم

این نامه نبشتم که بخوانی و بیایی

“اوحدی”

 

❀❀❀❀

 

عزیزان از غم و درد جدایی

به چشمانم نمانده روشنائی

بدرد غربت و هجرم گرفتار

نه یار و همدمی نه آشنائی

“باباطاهر”

 

❀❀❀❀

 

ای بی خبر از محنت روز افزونم

دانم که ندانی از جدایی چونم

باز آی که سرگشته‌تر ازفرهادم

دریاب که دیوانه‌تر از مجنونم

“رهی معیری”

 

❀❀❀❀

 

امشب ز شراب شوق او مستم باز

ساقی ندهی پیاله در دستم باز

دیگر ز چه رو به خواب بینم رویش

کز دوری او نمردم و هستم باز

شهریار

 

❀❀❀❀

 

شعر کوتاه احساسی

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحب نظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب

 

❀❀❀❀

 

شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست

مردم همه از خواب و من از فکر تو مست

باشد که به دست خویش خونم ریزی

تا جان بدهم دامن مقصود به دست

 

❀❀❀❀

 

شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست

وین جان به لب رسیده در بند تو نیست

گر تو دگری به جای من بگزینی

من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست

 

❀❀❀❀

 

گویند مرو در پی آن سرو بلند

انگشت نمای خلق بودن تا چند؟

بی‌فایده پندم مده ای دانشمند

من چون نروم که می‌برندم به کمند؟

 

❀❀❀❀

 

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبح رویی می‌رود

کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

 

❀❀❀❀

 

آن درد ندارم که طبیبان دانند

دردی‌ست محبت که حبیبان دانند

ما را غم روی آشنایی کشتست

این حال نباید که غریبان دانند

 

❀❀❀❀

 

ای بی ‌تو فراخای جهان بر ما تنگ

ما را به تو فخرست و تو را از ما ننگ

ما با تو به صلحیم و تو را با ما جنگ

آخر بنگویی که دلست این یا سنگ؟

 

❀❀❀❀

 

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت

تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

جرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویش

گر در آیینه ببینی برود دل ز برت

جای خنده ست سخن گفتن شیرین پیشت

کآب شیرین چو بخندی برود از شکرت

راه آه سحر از شوق نمی یارم داد

تا نباید که بشوراند خواب سحرت

 

❀❀❀❀

شعر کوتاه ادبی عاشقانه

ما ز یاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت

ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

 

❀❀❀❀

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند

دریاب ضعیفان را در وقـت تـوانایی

 

❀❀❀❀

 

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست

تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس

طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من

بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر

هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست

بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک

دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا

خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز

زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست

 

❀❀❀❀

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

شب تار است و ره وادی ایمن در پیش

آتش طور کجا موعد دیدار کجاست

هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد

در خرابات بگویید که هشیار کجاست

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست

هر سر موی مرا با تو هزاران کار است

ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست

بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش

کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست

عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو

دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست

ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی

عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

 

❀❀❀❀

 

شعر ادبی کوتاه

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم تـو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

من ای حس مبهم تـو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما

تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

 

❀❀❀❀

 

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی‌بایست داد

 

❀❀❀❀

 

وقتی تو نیستی

نه هست‌های ما

چونان که بایدند

نه بایدها …

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض می‌خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می‌کنم

باشد برای روز مبادا!

اما

در صفحه‌های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد!

وقتی تو نیستی

نه هست‌های ما

چونان که بایدند

نه بایدها …

هر روز بی تو

روز مبادا است!

 

❀❀❀❀

 

شعر کوتاه زیبا

 

ناودان‌ها شرشر باران بی‌ صبری‌ست

آسمان بی ‌حوصله، حجمِ هوا ابری‌ست

کفش‌هایی منتظر در چارچوب در

کوله‌ باری مختصر لبریز بی صبری‌ست

پشت شیشه می‌تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری‌ست

و سرانگشتی به روی شیشه‌های مات

بار دیگر می‌نویسد: «خانه‌ام ابری ست»

“قیصر امین‌پور”

 

❀❀❀❀

 

اشک و باران با هم از روی نگاهش می‌چکند

او سرش را می‌برد پایین … خیابانِ شلوغ

عابران مانند باران در زمین گم می‌شوند

او فقط می‌ماند و چندین خیابانِ شلوغ

او فقط می‌ماند و دنیایی از دلواپسی

با غمی بر شانه اش سنگین… خیابانِ شلوغ

“نجمه زارع”

 

❀❀❀❀

 

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چکچک چکچک چکار با پنجره داشت

 

❀❀❀❀

 

دست تو و یک غروب آبان کافی‌ست

حالا که دلم گرفته، باران کافی‌ست

مثل دوقلوهای به هم چسبیده!

یک چتر، برای هر دوتامان کافی ست

“مریم پیله ور”

 

❀❀❀❀

 

فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد

با همه مردم شهر، زير باران بايد رفت

دوست را، زير باران بايد ديد

عشق را، زير باران بايد جست

“سهراب سپهری”

 

❀❀❀❀

شعر کوتاه ادبی احساسی

 

خیزید و خز آرید که هنگام خزانست

باد خنک از جانب خوارزم وزانست

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست

گویی به مثل پیرهن رنگ‌رزانست

دهقان به تعجب سر انگشت گزانست

کاندر چمن و باغ، نه گل ماند و نه گلنار

“منوچهری”

 

❀❀❀❀

 

دلم خون شد از این افسرده پاییز

از این افسرده پاییز غم انگیز

غروبی سخت محنت بار دارد

همه درد است و با دل کار دارد

“فریدون مشیری”

 

❀❀❀❀

 

پاییز حدیث کوچ برگی سرخ است

خندیدن گل زیر تگرگی سرخ است

بر لاله چرا کفن بپوشم، وقتی

زیبایی زندگی به مرگی سرخ است

“هادی فردوسی”

 

❀❀❀❀

 

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را

ولیکن پوست خواهد کند ما یک‌لا قبایان را

ره ماتم‌سرای ما ندانم از که می‌پرسد

زمستانی که نشناسد در دولت‌سرایان را

به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می‌آید

که لرزاند تن عریان بی‌برگ و نوایان را

به کاخ ظلم باران هم که آید سر فرود آرد

ولیکن خانه بر سر کوفتن داند گدایان را…

“شهریار”

 

❀❀❀❀

 

سرود برفی گنجشککی خرد

مرا با خود به دنیای دگر برد

دوباره جیک جیکی کرد و آن گاه

میان برف‌های ناگهان مرد

 

❀❀❀❀

 

تمام کوچه‌ها از برف و یخ پُر

نگاهم روی یخ‌ها می‌خورد سُر

ز حجم برف روی شاخه‌هایش

درختی در خیابان می‌زند غُر

 

❀❀❀❀

 

من سردم است

و تمام رنگ‌های گرم دنیا را

زنان دیگری

شال گردن بافته‌اند

زنی ایستاده در سرما

“لیلا کردبچه”

 

❀❀❀❀

 

شعر کوتاه ادبی دلنشین

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

 

❀❀❀❀

 

اگر عالم همه پرخار باشد

دل عاشق همه گلزار باشد

وگر بی‌کار گردد چرخ گردون

جهان عاشقان بر کار باشد

همه غمگین شوند و جان عاشق

لطیف و خرم و عیار باشد

به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست

که او را صد هزار انوار باشد

وگر تنهاست عاشق نیست تنها

که با معشوق پنهان یار باشد

شراب عاشقان از سینه جوشد

حریف عشق در اسرار باشد

به صد وعده نباشد عشق خرسند

که مکر دلبران بسیار باشد

وگر بیمار بینی عاشقی را

نه شاهد بر سر بیمار باشد

سوار عشق شو وز ره میندیش

که اسب عشق بس رهوار باشد

 

❀❀❀❀

 

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

 

❀❀❀❀

 

معشوقه چو آفتاب تابان گردد

عاشق به مثال ذره گردان گردد

چون باد بهار عشق جنبان گردد

هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد

 

از اینکه با مجموعه اشعار کوتاه زیبا، دلنشین و احساسی همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم. شعر کوتاه می‌تواند در موضوعات و دسته‌های مختلفی قرار گیرد. شعر کوتاه تنهایی، شعر کوتاه غمگین و … تنها بخشی از دریای وسیع اشعار زیبا و احساسی هستند.

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

وقتی نگاهم کردی دلم لرزید
ای دنیای من دلم لرزید
در آرزوی یک نگاه تو کمنیست که بمیرم

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

ای یار دلم ز فراقت گشته بیمار و حیران بیا درمانم کن و بساز این خانه ویران

غم که از حد بگذرد دل حس پیری میکند
سن هرکس را غمش اندازه گیری میکند

خیلییی زیبا بود

سرم بالاست
:
:
:
چون بالا سرم خداست

با عضویت رایگان در پلتفرم ستاره به گلچینی ازبهترین مطالب و منابع اطلاعاتی به زبان فارسی دست پیدا کرده و از ابزارها و امکانات مخصوص کسب و کارها نیز استفاده نمایید.

مجله آریا

در این بخش آریا مگ مجموعه ای گلچین شده از شعرهای بسیار زیبا و مفهومی در شاعران معروف ایرانی را گردآوری کرده ایم.

گر خدا داری ز غم آزاد شو
از خیال بیش و کم آزاد شو

اقبال لاهوری

عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو
خوب و بد می گذرد وای به حال من و توشعر های زیبا و قشنگ

قرعه امروز به نام من و فردا دگری
می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی
گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست،
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست،

جایی که برادر به برادر نکند رحم

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد
آیی و بگذری به من و باز ننگری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

عراقی

من از دلبستگی‌ های تو با آیینه دانستم
که بر دیدار طاقت‌ سوز خود عاشق‌ تر از مایی

رهی معیری

تو مرا آزردی…
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی!
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی
بر نمی گردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد…
عشق زیباست و حرمت دارد

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من
گفتا که چه می‌خواهی، گفتم که همین خواهم

مولانا

من از خاری که در بالای دیوار است دانستم
که ناکَس کَس نمیگردد بدین بالا نشستن ها

بیا، ببین، نه همانا که زنده خواهم ماندن
تو خود بگوی که بی تو چگونه زنده بمانم؟
چگونه باشد در دام مانده حیران صید
ز جان امید بریده؟ ز دوری تو چنانم

عراقی

چه سرنوشت غم‌ انگیزی که کِرم کوچک ابریشم
تمامِ عمر قفس میبافت ولی به فکرِ پریدن بود..

چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

خیام

عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش میبرد به زاری و خوش زار می‌ کشد
مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار می‌کشد

وحشی بافقی

حسن باران این است
که زمینی ست، ولی
آسمانی شده است
و به امداد زمین می آید…

مجتبی کاشانی

نشسته ام تک و تنها، برابری که ندارم
سکوت من همه معناست به باوری که ندارم
صدای نم نم باران که می زند به خیابان
مرا به یاد تو می بُرد، به مادری که ندارم

موج می زند
بر کلافگی خیابان
حضور خسته ی آفتاب
شهر پر از ماهی هایی ست
که تا ارتفاع هزار پا از سطح دریا
در آکواریوم آرزوهای شان
برج می سازند
یک نفر در خیابان فریاد می زند:
باید در ابرها شنا کرد

آدمی را معرفت باید
نه جامه از حریر
در صدف بنگر که او را
سینه ی پُرگوهر است…

وفا داری مدار از بلبلان چشم
که هر دم بر گل دیگر سرایند

سعدی

آفتابی شدی ای عشق صفای قدمت
ولی از حادثه ای تلخ خبر می دهمت
خاطرت هست که بر خامی من خندیدی؟
خامم اما نه چنان باز که باور کنمت

وقتی نیستی
شعر ، دروغی ناخوشایند است
اما وقتی هستی
دروغ هم شعریست
شعری زیباشعر های زیبا و قشنگ

رسول یونان

کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کــــاش برگ آخر تقویم عشق
خبر از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت
کاش می شد عشق را تفسیر کرد
دست و پای عشق را زنجیر کرد

دل تو کی ز حالم با خبر بی
کجا رحمت باین خونین جگر بی
تو که خونین جگر هرگز نبودی
کی از خونین جگرها با خبر بی

باباطاهر

حال من
حال خاکی ست
که افتاده به پای ماهی…

خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست
تا غمت پیش نیاید، غم مردم نخوری

عاشقی را چه نیاز است به توجیه و دلیل
که تو‌ ای عشق همان پرسش بی زیرایی

قیصر امین پور

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
امروز در جمال تو خود لطف دیگرست
امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست

مولانا

زندگی را تمام و کمال زندگی کن…
و سپس، و فقط پس از آن،
چشم از دنیا بپوش.
هیچ جایی از زندگی را
بدون زیستن پشت سر نگذار.

زندگی پيکار نيست، بازی است.
زيرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد،
چه خوب، چه بد –
قوه تخيل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.
برای پيروزی در بازی زندگی ..
بايد قوه تخيل را آموزش دهيم
که تنها نيکی را در ذهن تصوير کند.
زيرا آنچه آدمی عميقاً در خيال خود احساس کند
يا در تخليش به روشنی مجسم نمايد
بر ذهن نيمه‌هشيار(ضمير ناخودآگاه) اثر ميگذارد
و موبه‌مو در صحنه زندگی‌اش ظاهر ميشود.
تخيل را قيچی ذهن خوانده‌اند.
اين قيچی شبانه روز در حال بريدن تصاوير است.
پس بپائيد تا همه صفحه‌های کهنه نامطلوب
و آن صفحه‌های زندگی را که ميل نداريم نگه داريم،
در ذهن نيمه‌هشيار بشکنيم
و صفحه‌های زيبا و تازه بسازيم.

زندگی فهم نفهمیدن‌هاست
آسمان، نور، خدا،
عشق، سعادت، با ماست
در نبندیم به نور
در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من
وزن رضایتمندی‌ست

آری، آری، زندگی زیباست
زندگی
آتشکده ای دیرینه پابرجاست
گر بیفروزیش
رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه، خاموش است
و خاموشی گناه ماست
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
جنگلی هستی تو، ای انسان!
جنگل، ای روییده آزاده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش…
سربلند و سبزباش، ای جنگل انسان
زندگانی شعله میخواهد

زندگی شاید…
عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می‌دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می‌گوید: صبح بخیر

زندگی جیره ی مختصری ست مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است.
مثل یه حبه ی قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد.

زندگی همیشه تازه ست
زندگی هرگز تکرار نمیشه
فقط هرروز نو میشه، هر لحظه نو
از امروز قدم به لحظه نو بگذار و تازگی رو تجربه کن…

جاده‌ی زندگی، هرگز بُن بست نیست
نفسی تازه کن،
کفش‌هایت را بپوش
و دوباره دل به راه بسپار
به بهترین جاها از سخت ترین مسیر ها میشه رسید

صبح است سـاقـیا قدحـی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

خورشید می ز مشـرق ساغـر طلوع کرد
گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

حافظ

مطرب نوا را ساز کن برگ و نوا آغاز کن
گو جان و دل پرواز کن ما را بت سنگی بس است

سنگین دلا سنگین دلا با ما مکن جور و جفا
ماخستگان نازک دلیم این شیشه راسنگی بس است

فیض کاشانی

هر قدر زلف تو ای سلسله مو سلسله دارد
به همان قدر دلم از تو ستمگر گله دارد

گفتی ام صبر نما تا ز لبم کام بگیری
آخر ای سنگدل این دل چقدر حوصله دارد

شاطر عباس صبوحی

هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند
من با غم عشق تو خویشی و نسب دارم

بیرون مشو از دیده ای نور پسندیده
کز دولت نور تو مطلوب طلب دارم

مولانا

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمی‌توان انداخت

بلای غمزه نامهربان خون خوارت
چه خون که در دل یاران مهربان انداخت

سعدی

عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش می‌برد به زاری و خوش زار می‌کشد

مجروح را جراحت و بیمار را مرض
عشاق را مفارقت یار می‌کشد

وحشی بافقی

تویی جان این زمانه تو نشسته پربهانه
ز زمانه برکنارم هله تا تو شاد باشی

تن و نفس تا نمیرد دل و جان صفا نگیرد
همه این شده‌ست کارم هله تا تو شاد باشی

مولانا

خورشید رخت ملک جهان میبخشد
دُرّ سخنت گنج نهان میبخشد

صد جان یابم از غم عشقت هر روز
گویی که غم عشق تو جان میبخشد

عطار

عمر خواهم پایدار و جان شیرین بیشمار
بر تو می افشانده باشم تا نفس باشد مرا

هر کسی دارد هوس چیزی نخواهم من جز آنکه
سرنهم در پای جانان این هوس باشد مرا

فیض کاشانی

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست

امروز در جمال تو خود لطف دیگرست
امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست

مولانا

عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد
خال تو مرا حال تبه خواهد کرد

زلف تو مرا به باد بر خواهد داد
چشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد

عبید زاکانی

پست قبلی

عکس پروفایل درباره حق الناس و جملات حق مردم

پست بعدی

متن احساسی در مورد گریه و اشک با عکس نوشته های جدید گریه

شعر عاشقانه ❤️ و گلچین زیباترین اشعار کوتاه و بلند عاشقانه برای عشقم

دکلمه و شعر برای عزیز از دست رفته و اشعار سوزناک مرگ آشنایان

اشعار عاشقانه هوشنگ ابتهاج (سایه) با گلچین شعر کوتاه و بلند

اشعار کوتاه عاشقانه هوشنگ ابتهاج با عکس نوشته های جدید شعر عاشقانه

اشعار حضرت ابوالفضل عباس (ع) با اشعار بلند ویژه مداحی تاسوعا

اشعار خاقانی با مجموعه ای از زیباترین غزلیات عاشقانه کوتاه و بلند

مطالب جدید سایت

جملات عاشقانه ویژه برای عشق خاصم با عکس نوشته های جذاب عشقی

متن دلتنگی امام رضا و مشهد و جملات دلم هوای حرم امام رضا کرده

متن انگیزشی انگلیسی کوتاه و خاص ترین جملات موفقیت با ترجمه

جملات تبریک روز کارمند با عکس پروفایل تبریک این روز کارمندان

تبریک تولد زن داداش با عکس نوشته و جملات صمیمانه زیبا تولدت مبارک

متن پیام تبریک تولد خواهر شوهر با جملات صمیمانه زیبا

متن در مورد هدف زندگی و تلاش و جملات درباره سختی رسیدن به اهداف

سرطان مثانه چیست | علائم و نشانه ها و درمان این سرطان

برگ بو چیست؟ چه عوارض و فوایدی برای سلامت بدن دارد

جملات عاشقانه چقدر خوبه که هستی و متن زیبای مرسی که دارمت

جملات انگیزشی برای زنان از خانم های موفق با عکس نوشته انگیزه دهنده

متن زیبای صبح بخیر خدایی و قرآنی با عکس نوشته مذهبی صبح بخیر گفتن


کاهش وزن پس از زایمان با روش های مناسب

ایده کارهای هنری و راه اندازی شغل هنری در منزل

عکس عاشقانه ❤️ با مجموعه تصاویر رمانتیک و عشقی با نوشته های احساسی

شعر عاشقانه ❤️ و گلچین زیباترین اشعار کوتاه و بلند عاشقانه برای عشقم

متن شاخ با فونت باحال مناسب برای بخش بیو و کپشن پسرانه و دخترانه

متن درباره جسارت داشتن و متن های انگیزشی در مورد نترسیدن و جلو رفتن

جملات عاشقانه برای خانمی ❤️ با متن و عکس پروفایل پر احساس

متن در مورد حال خوب قهوه نوشیدن با عکس نوشته از قهوه و کافه

تاپ ناز

شعر در مورد زندگی یکی از انواع اشعار دلنشین و محبوب است و شاعران زیادی در این موضوع شعر گفته اند و خوبی ها و بدی زندگی را در این شعرها سروده اند. در این مطلب گلچینی از اشعار زیبا و جمله های خاص در مورد زندگی را می خوانید.

این شعرهای زیبا در مورد زندگی می توانند بسیار پر امید باشند و یا یاس آلود باشند که به شاعر آن بستگی دارد. شعر می تواند دیدگاه شاعر را به زندگی و یا نسبت به جهان بینی و فلسفه حیات نشان دهد.

در پایان، تعداد سال‌های زندگی‌تان اهمیتی ندارد. آنچه مهم است، زندگی جاری در خلال این تعداد سال‌هاست.

– آبراهام لینکلن

شعر های زیبا و قشنگ

شعر در مورد زندگی

زندگی زیباست چشمی باز کن

گردشی در کوچه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بدبینی خود را شکست

علت عاشق ز علت ها جداست

عشق اسطرلاب اسرار خداست

من میان جسم‌ها جان دیده‌ام

درد را افکنده درمان دیده‌ام

دیده‌ام بر شاخه احساس‌ها

می‌تپد دل در شمیم یاس‌ها

زندگی موسیقی گنجشک‌هاست

زندگی باغ تماشای خداست

گر تو را نور یقین پیدا شود

می‌تواند زشت هم زیبا شود

حال من در شهر احساسم گم است

حال من عشق تمام مردم است

زندگی یعنی همین پروازها

صبح ها، لبخندها، آوازها

ای خطوط چهره‌ات قرآن من

ای تو جان جان جان جان من

با تو اشعارم پر از تو می‌شود

مثنوی‌هایم همه نو می‌شود

حرف‌هایم مرده را جان می‌دهد

واژه‌هایم بوی باران می‌دهد

***

اي یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما

اي درشکسته جام ما اي بردریده دام ما

اي نور ما اي سور ما اي دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما

اي دلبر و مقصود ما اي قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

اي یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می دهم چه جای دل

شعر های زیبا و قشنگ

وز آتش سودای دل اي وای دل اي وای ما

رومی

جملات خواندنی زندگی

بزرگ‌ترین روز زندگیِ همه‌ی ما روزی است که مسئولیت تمام نگرش‌ها و رفتارهایمان را تمام‌وکمال بر عهده بگیریم.

– جان. سی. مکسول

**

زندگی را ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ
ﻗﺼﻪ ﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ
ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ می گیرد
ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛
ﺟﺎﻥ ﻣﻦ
ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ

شعر زیبا درباره زندگی

زندگى موسیقى گنجشک‌هاست

زندگى باغ تماشاى خداست

زندگى یعنى همین پرواز‌ها

صبح‌ها

لبخند‌ها

آواز‌ها

زندگی ذره‌ی کاهی‌ست

که کوهش کردیم

زندگی نام نکویی‌ست

که خوارش کردیم

زندگی نیست بجز نم نم باران بهار

زندگی نیست بجز دیدن یار

زندگی نیست بجز عشق

بجز حرف محبت به کسی

ورنه هر خار و خسی، زندگی کرده بسی

زندگی تجربه‌ تلخ فراوان دارد،

دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه‌ یک عمر بیابان دارد

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم!؟

***

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی

شاگرد که بودی که چنین استادی

خوبی و کرم را چو نکو بنیادی

اي دنیا را ز تو هزار آزادی

*

بی عشق نشاط و طرب افزون نشود

بی عشق وجود خوب و موزون نشود

صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد

بی جنبش عشق در مکنون نشود

جملات زیبای مثبت و آرامش بخش + متن کوتاه در مورد زندگی

بیوگرافی نیکی کریمی | زندگی شخصی ازدواج و عکس های نیکی کریمی…

*

آنکس که ترا دید و نخندید چو گل

از جان و خرد تهیست مانند دهل

گبر ابدی باشد کو شاد نشد

از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل

طلا رنگ می‌بازد
مرمر خاک می‌شود
فولاد زنگ می‌زند
نابودی با همه چیزی است در این جهان
تنها اندوه است که پایدار است
تا زمانی که واژه باشکوه بماند

اشعار زندگی زیبا

حتما جمله ” زندگی فهم نفهمیدن هاست” رو بارها شنیده اید. این جمله از سهراب سپهری است که در شعری نو آن را گنجانده است. شعر زیر را بخوانید تا بدانید که سهراب چه نگاهی به زندگی داشته است:

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

***

اشعار مولوی

بشنو این نی چون شکایت میکند

از جداییها حکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر شخصی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

**

از اهل زمان عار می باید داشت
وز صحبت شان کنار می باید داشت
از پیش کسی کار کسی نگشاید
امید، به کردگار می باید داشت

ابوسعید ابوالخیر

حرفی از آسمان نیست
حرفی از اینکه آغوشت را بغل کنم و اوج بگیرم نیست
این پرنده همان شب رفتن‌ات
بال‌هایش را زیر باران جا گذاشت و خانه‌نشین شد
و زندگی در آنجا چشم‌هایش را بست
که هزار پرنده در پلک‌هایش غرق شدند
حالا سال‌هاست این پرنده غمگین
مثل یک آدم معمولی زندگی می‌کند
هر شب ماه را از خانه‌اش بیرون می‌کند
هر شب برای خودش دلتنگی دم می‌کند
هر شب با یک طعم جدید
نبودنت را به خورد رؤیاهایش می‌دهد

عزیزم…
امشب هم بی‌بال و پر در خیالت اوج می‌گیرم
قرارمان سر ساعت گریه‌های همیشگی‌ام
امشب
با طعم جدیدی از انتظار منتظرت هستم

صفا سلدوزی

زندگی مسئله‌ای برای حل‌کردن نیست، واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.

– سورن کی‌یر‌کگارد

شعر زندگی

من آویخته از طناب

تو شلیک کردی

تو شلیک کردی به طناب

برگشتم به زندگی

به شلیکِ دست‌های تو

اشتباه کرده بودند

دارند دوباره نشانه می‌روند

قلبم را

حالا درست نشانه گرفتی

بزن

به قلب هدف

زندگی همین‌ است

که شلیک می‌شود از دست‌های تو

شعر کوتاه در مورد زندگی

ای زندگی، تن و توانم همه تو

جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی، از آنی همه من

من نیست شدم در تو، ازآنم همه تو

 

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری

وقتی همه دادند به هم دست تبانی

آیا شده از شدت دلتنگی و غصه

هی بغض کنی، گریه کنی، شعر بخوانی

آنچه بدان می‌اندیشیم، برای ما رخ خواهد داد؛ پس اگر خواهان تغییر هستیم باید ذهن‌مان را باز نگاه داریم.

– وین دایر

شعری زیبا درباره زندگی

چه خوش باغیست باغ زندگانی

گر ایمن بودی از باد خزانی

چه خرم کاخ شد کاخ زمانه

گرش بودی اساس جاودانه

از آن سرد آمد این کاخ دلاویز

که چون جا گرم کردی گویدت خیز

چو هست این دیر خاکی سست بنیاد

به باده‌اش داد باید زود بر باد

ز فردا و ز دی کس را نشان نیست

که رفت آن از میان وین در میان نیست

یک امروز است ما را نقد ایام

بر او هم اعتمادی نیست تا شام

بیا تا یک دهن پرخنده داریم

به می جان و جهان را زنده داریم

به ترک خواب می‌باید شبی گفت

که زیر خاک می‌باید بسی خفت



۱۰درصد از زندگی‌تان وقایعی است که با آن روبه‌رو می‌شوید و ۹۰درصدِ باقی‌مانده شیوه‌ی برخورد و پاسخ‌گویی به آنهاست.

– لو هولتر

شعر زیبا و پرمحتوی در مورد زندگی

بیا هم را دوست داشته باشیم

هنوز خیابان‌های زیادی هست

که باید باهم قدم بزنیم و

شعرهای زیادی مانده که نخوانده‌ایم

بیا هم را دوست داشته باشیم

شب‌های بعد از هم طولانی ست

و غمگین

و روزهایِ بی هم کشدار و کُشنده

بیا هم را دوست داشته باشیم

بوسه‌ها را

آغوش‌ها و عاشقانه‌ها را

بیا حرام نکنیم

هدر ندهیم…

باور کن

زندگی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست

که هم را دوست نداشته باشیم

که شب‌ها را بی هم صبح کنیم و

روزها را بی هم شب…

بیا هم را تا دیر نشده دوست بداریم

زندگی یعنی امیدوار بودن محبوب من

زندگی

مشغله‌ای جدی است

درست مثل دوست داشتن تو

 

ناظم حکمت

باور کنید زندگی ارزش زیستن و ادامه‌دادن را دارد. این باور به خلق حقایق کمک خواهد کرد.

– ویلیام جیمز



شعر درباره زندگی با محتوایی دلنشین و زیبا

عده ای گریه کنان می آیند

عده ای ، گرم تلاطم هایش

عده ای بغض به لب ، قصد خروج

فرق ما ، مدت این آب تنی است

یا که شاید ، روش غوطه وری

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد ، هیچ

زندگی ، باور تبدیل زمان است در اندیشه عمر



یک روز رسد غمی به اندازه کوه

یک روز رسد نشاط اندازه دشت

 

افسانه زندگی چنین است گلم

در سایه کوه باید از دشت گذشت

 

مجتبی کاشانی

اشعار زیبا درباره زندگی با متنی دلنشین و زیبا

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه ی برگ

زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود

زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر

زندگی ، باور دریاست در اندیشه ی ماهی ، در تنگ

زندگی ، ترجمه ی روشن خاک است ، در آیینه ی عشق

بیشتر وقت‌ها از قدرت لبخندی ساده، نوازشی ملایم، حرفی محبت‌آمیز، گوشی شنوا، تمجیدی صادقانه یا توجهی کوچک غافلیم. تمام این‌ها ظرفیت تغییر و توسعه‌ی زندگی ما را دارند.

– لیو بوسکالیا

شعر سهراب سپهری درباره زندگی

مادرم سینی چایی در دست گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا لب پاشویه نشست پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد شعر زیبایی خواند، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین با خودم می گفتم زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست رود دنیا جاریست زندگی ، آبتنی کردن در این رود است وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟ !!!هیچ زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق زندگی، فهم نفهمیدن هاست زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند چای مادر، که مرا گرم نمود نان خواهر، که به ماهی ها داد زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.

هدف اصلی ما در زندگی کمک به دیگران است. اگر نمی‌توانید دیگران را یاری کنید، حداقل آزارشان ندهید.

– دالایی لاما

در این مطلب گلچینی از بهترین شعرها درباره زندگی را مطالعه کردین که امیدواریم این اشعار مورد توجه شما همراهان عزیز و گرامی قرار گرفته باشند. در صورت تمایل می توانید برای مطالعه انواع شعرهای زیبا به بخش شعر و ادبیات مجله تاپ ناز مراجعه کنید.

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
!!!هیچ
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
سهراب سپهری

مطلب قبلی

پته دوزی چیست + روش های انجام پته دوزی در منزل بری دوخت گل

مطلب بعدی

گل مخصوص پشت پنجره | کدام گل ها برای پشت پنجره مناسب می باشند

شعر کودکانه بهار + چند شعر زیبای کودکانه و زیبا با موضوع فصل…

شعر زیبا در مورد برف | اشعار کوتاه و احساسی در مورد برف و…

شعر زیبا در مورد شب یلدا + مجموعه اشعار بلند کوتاه و جملات…

شعر آسمان + چند شعر زیبا در مورد آسمان صاف زیبا و ابری

اشعار زیبا برای شیراز + چند شعر زیبا در وصف شهر زیبای شیراز

اشعار عاشقانه انگلیسی + مجموعه شعر زیبا زبان انگلیسی و ترجمه…

شعر پاییز کودکانه + شعر زیبای کوتاه و بلند کودکانه در مورد…

5 شعر زیبا که با خواندن آن‌ها شور و اشتیاق در وجودتان نقش…

شعر زیبای بهار ملک الشعراي بهار

شعر زیبای نوروز (2)

مطالب جدید

اس ام اس تبریک تولد برادر؛ شعر و متن های تبریک تولد برادر عزیز

بیوگرافی الهام حمیدی | عکس های الهام حمیدی در کنار برادر و مادرش و…

تبریک روز کارمند جدید با جملات رسمی و ادبی و عکس نوشته

بیوگرافی فریبا نادری و همسرش +ماجرای ازدواج دوم و عکس های او و همسرش

شعر عاشقانه حافظ ❤️ ؛ گلچین اشعار زیبای عاشقانه و غزل های کوتاه حافظ

متن و جملات خیانت دیدن + عکس نوشته غمگین خیانت و ناراحتی از خائن

تقویت مو با روغن سیاه دانه + روش های مصرف روغن سیاه دانه برای موهای…

جملات زیبای مثبت و آرامش بخش + متن کوتاه در مورد زندگی

جملات غمگین مرگ + متن خواندنی و آموزنده در مورد مردن و مرگ

متن زیبا در مورد جاده و سفر کردن + تصاویر از جاده های زیبا

ریمیکس شاد • شعر و متن • بهترین دکتر زنان شیراز • دانلود فیلم جدید • دانلود فیلم هندی • دانلود فیلم • دانلود سریال یاغی • قصر فرش • تور استانبول • دانلود فیلم • محصولات آرتان طب • دانلود آهنگ جدید • دانلود آهنگ قدیمی • خرید بک لینک

شعر های زیبا و قشنگ
شعر های زیبا و قشنگ
0

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *